تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
ديگر از او علم آموختند . سپس به شام رفت و در حلب زيستن گرفت . چون در علم اشتهار تمام يافت دانش‌پژوهان از اطراف آفاق به مجلس درس او شتافتند . وى از خواص سيف الدولة بن حمدان و فرزندان او بود . آل حمدان تجليل و تكريمش مىكردند . ميان او و ابو طيب متنبّى مناظراتى بود . روزى بر سيف الدوله داخل شد . سيف الدوله او را گفت : اقعد و نگفت اجلس . ابن خالويه گويد كه دانستم كه او را بر اسرار كلام عرب آگاهى است . زيرا اگر كسى ايستاده باشد به او مىگويند : اقعد و اگر خوابيده باشد مىگويند اجلس . گويند كه مردى نزد او آمد و گفت : آمده‌ام كه زبان و ادب عرب بياموزم ، آن قدر كه زبانم در گفتار خطا نكند . گفت : من پنجاه سال است كه در كار نحو هستم و هنوز زبانم از خطا در امان نيست . ابن خالويه در امالى خود گويد : شبى كه جماعتى از علما در نزد سيف الدوله حاضر آمده بودند ، پرسيد : آيا كلمه‌اى را مىشناسيد كه ممدود باشد و جمعش مقصور . گفتند : نه . از من پرسيد ، گفتم : دو اسم را مىشناسم ولى نمىگويم تا مرا هزار درهم بدهى تا كارمان بدون سپاس نمانده باشد . آن دو صحراء و عذراء است كه جمع يكى صحارى است و جمع آن ديگر عذارى است . شنيدم كه ابن انبارى مىگفت : اين فرومايه كه لئامت چون شير در وجود اوست حتى اگر خود را بخاراند ، چركهايى را كه زير ناخنش جمع مىشود مىخورد . از آثار اوست : كتاب اسماء الاسد ، در اين كتاب پانصد اسم براى شير ذكر كرده است و اعراب ثلاثين سوره و كتاب البديع در قراءات و كتاب اشتقاق خالويه و كتاب « ليس » ، و آن كتابى نفيس است و كتاب الجمل در نحو و كتاب المقصور و الممدود و كتاب المذكّر و المؤنث و شرح مقصورة ابن دريد و كتاب شرح السبع الطوال و كتاب الالفات و كتاب الآل ، در آغاز آن آورده كه آل به بيست و پنج قسم تقسيم مىشود و در آن امامان دوازده‌گانه و تولد و وفات آنان و چيزهاى ديگر را ذكر كرده و كتاب غريب القرآن ، كه تصنيف آن پانزده سال مدت گرفته و ديوان ابو فراس را جمع كرده و در آن شرح حال و تفسير بعضى از اشعارش را آورده است . و نيز كتاب الافق ، در غلطهايى كه عامه در گفتار