اليقين ، برخاست و فرياد زد و متاع و كتابهاى خود رها كرد و سر در صحرا نهاد .
ازآنپس نه كسى او را ديد و نه خبرى از او شنيد .
ديگر از مداحان حسن بن احمد عطار همدانى ، موفّق بن احمد مكى ، خطيب و حافظ قرآن بود . ديگر علامه افضل الدين ابو عمرو عثمان بن عبد الملك است .
شيخ در روز سهشنبهء هفتم ذو الحجّهء سال 521 وصيت نامهء خود را نوشت . يكى از كسانى كه به هنگام مرگ در كنار او بوده گويد كه مىخواستيم كلمهء شهادت بر زبان راند ولى هيبت او ما را از ذكر چنين خواهشى بازمىداشت و نمىدانستيم كه چه كنيم . يكى را گفتيم كه سورهء يس را بخواند . وقتى به خواندن آواز برداشت در كلمهاى خطايى كرد .
ديديم كه شيخ چشم گشود و غلطش را اصلاح كرد . ما شادمان شديم و حمد خداى به جاى آورديم . قدحى دارو آوردند و بر لب او نزديك كردند . شيخ روى گردانيد و باز چشم گشود و گفت : لا إله الّا اللّه محمد رسول اللّه و جان به جانآفرين تسليم كرد . اين واقعه كمى پيش از نماز عشاء بود ، در شب پنجشنبهء نوزدهم جمادى الاولى سال 567 . روز پنج شنبه او را در مسجدش به خاك سپردند . پسرش امام ركن الدين شيخ السلام ابو عبد اللّه احمد كه قائم مقام و جانشين بر اولاد و اصحابش بود بر او نماز خواند .
كتابى كه مشتمل بر مناقب اوست كتابى بزرگ و قطور است . من اين اندك را نوشتم تا جملهاى از فضيلت و مرتبت او را بيان دارم .
308 - حسن بن اسحاق بن ابى عبّاد [ 1 ]
وى از وجوه يمن بود و از علماى نحو . يار و مصاحب فقيه يحيى بن ابى الخير . عمّش ابراهيم بن ابى عبّاد نيز از نحويان بود كه شرح حال او در جاى خود خواهد آمد . حسن بن اسحاق كتاب مختصرى در نحو نوشته است كه مشهور بود و مبتديان مىخواندند .
نزديك به زمان ما بود . وفاتش در سال 590 اتفاق افتاد . از اوست [ 2 ] :
لعمرك ما اللّحن من شيمتى * و لا انا من خطاء الحن
هامش
[ 1 ] انباه الرواة 1 : 290 ، الوافى : 400 ، بغية الوعاة 1 : 500 ، روضات الجنّات 3 : 90 .
[ 2 ] حاصل معنى : به جان تو سوگند كه غلط گفتن شيوه و خوى من نيست و اگر غلطى در كلام من هست از روى خطا نيست . ولى من مردم را شناختهام و با هركس بدان گونه كه مناسب حال اوست سخن مىگويم .