تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
حسان از نزد او بيرون آمد و كتاب خود را تأليف كرد و در روز جمعهء بعد نزد او آورد . منصور خوش‌دل شد و او را صله داد . او راست قطعه‌اى كه در ايام محنت سروده و در آن از روزهاى خوش خويش ياد كرده است ، بدين مطلع [ 1 ] :
سقى بلدا اهلى به و اقاربى * غواد باثقال الحيا و روائح

300 - حسن بن ابراهيم بن زولاق [ 2 ]

ابو محمد از اعيان مردم مصر است و از وجوه اهل علم آن ديار . او راست تصانيفى در تاريخ مصر . در روز چهارشنبهء پنج روز باقى مانده از ماه ذوالقعدهء سال 386 در ايام العزيز باللّه وفات كرد و گويند در ذوالقعدهء سال 387 در ايام الحاكم . ولى قول اول اظهر است . به جمع‌آورى و نوشتن تاريخ سخت آزمند بود و همواره اين بيت را مىخواند [ 3 ] :
ما زلت تكتب فى التاريخ مجتهدا * حتى رأيتك فى التّاريخ مكتوبا
از آثار اوست : كتاب سيرة محمد بن طغج اخشيد ، كتاب سيرة جوهر ، كتاب سيرة ماذرائيين ، كتاب التاريخ الكبير ، برحسب سنوات ، كتاب فضائل مصر ، كتاب سيرة كافور ، كتاب سيرة المعزّ ، كتاب سيرة العزيز و جز آنها . ابن زولاق در كتاب سيرة العزيز ، مردى از وابستگان دولت علويان كه بر مصر غلبه يافت ، در حكايت حال خويش گويد كه هنگامى كه العزيز بر يعقوب بن كلّس خلعت مىپوشاند - و يعقوب يهوديى بود كه مسلمان شده بود و در چشم عزيز مكرّم و محترم بود - او را پس از اسلام آوردنش ، وزارت داد و خلعت عطا كرد . ابن زولاق گويد كه من در آن مجلس حاضر بودم ، گفتم : اى وزير اعمش از زيد بن وهب از عبد اللّه بن مسعود روايت كند كه رسول خدا فرمود : « انّ الشّقى من شقى فى بطن امّه و السعيد من سعد فى
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : خداوند سرزمينى را كه خويشاوندانم در آنجا هستند بامدادانش را با بارانهاى فراوان و شميمى عطرآگين سيراب گرداند . [ 2 ] وفيات الاعيان 2 : 91 ، سير الذهبى 16 : 462 ، البداية و النهاية 11 : 321 ، تاريخ ابن الوردى 1 : 351 ، الوافى 12 : 320 ، لسان الميزان 2 : 191 ، حسن المحاضره 1 : 553 و بنگريد به المقفى 3 : 284 . [ 3 ] حاصل معنى : پيوسته در نگارش تاريخ مىكوشيدى تا آنگاه كه ديدم خود در تاريخ نوشته شدى .