محمد بن طاهر مقدسى گويد كه از ابو اسحاق حبّال شنيدم كه هر سال براى ابو الفضل بن حنزابه در سمرقند كاغذ مىساختند و به مصر حمل مىكردند . در خزانهء كتب او شمارى از وراقان بودند . روزى يكى از آنها استعفا خواست . فرمان داد كه حساب او كنند و به دو دهند ولى كمتر از صد دينار نباشد . چون وراق چنان ديد از رفتن منصرف شد و ترك استعفا نمود .
283 - جعفر بن قدامة بن زياد كاتب [ 1 ]
كنيهاش ابو القاسم بود . خطيب از او ياد كرده و گويد كه وى يكى از مشايخ كتّاب و علماى ايشان بود . از ادب بهرهاى وافر داشت . در صنعت كتابت و صناعات ديگر او را تصنيفاتى است . از ابو العيناء نابينا و حمّاد بن اسحاق موصلى و مبرّد و امثال آنها روايت كرده و ابو الفرج اصفهانى از او روايت مىكند .
به خط ابو سعيد معن بن خلف بستى ، مستوفى زرادخانه و فرش سلطان ملكشاه از سوى نظام الملك ، ديدم كه اين بيتها را از او نقل كرده بود . كه از دوستى طلب مىكند كه يا او به ديدارش رود يا اجازت دهد كه او به ديدارش آيد [ 2 ] .
استمع باللّه يا ابن الملك و النجدة منّى * يومنا فى الحسن و البهجة قد جاز التمنّى
فازرنى نفسك الحرّة اولا فاستزرنى
ابو محمد عبيد الله بن ابى القاسم بن عبد المجيد بن بشران اهوازى در تاريخ خود گويد : ابو القاسم جعفر بن قدامة بن زياد در روز سهشنبهء هشت روز باقى مانده از جمادىالآخرهء سال 319 وفات كرد . ابن بشران گويد در سال 310 كه على بن عيساى وزير به يمن تبعيد شد ابو القاسم جعفر بن قدامهء كاتب براى او قصيدهاى گفت كه در آن آمده بود [ 3 ] :
هامش
[ 1 ] الفهرست : 194 ، تاريخ بغداد 7 : 205 ، الوافى 11 : 124 ، الفوات 1 : 289 ، زركشى : 85 . ( ياقوت از محاضرات توحيدى و تاريخ بغداد بهره گرفته ) .
[ 2 ] حاصل معنى : خدا را به من گوش دار اى شهزادهء بزرگوار ، امروزمان در زيبايى و سرور از حد آرزو گذشته است . يا بگذار كه من به ديدار تو آزاد مرد آيم ، يا تو به ديدار من بيا .
[ 3 ] سوگند به آنكه بميراند و زنده مىكند و او خداوند مالك اشياء است . بعد از تو همهء كارها مختل شد و اندوه دشمنان از ميان رفت .