ديده بود . و از او روايت شده كه گفته است من اين تفسير را از ابن عباس برگرفتهام .
247 - اسماعيل بن عبد الرحمن بن احمد [ 1 ]
ابو عثمان صابونى در سوم محرم سال 449 وفات كرد . خطيب و محدث و مفسر بود . در نيشابور از ابو العباس بالونى [ 2 ] و ابو سعيد سمسار و در هرات از ابو بكر احمد بن ابراهيم قرّاب [ 3 ] و ابو معاذ شاه بن عبد الرحمن [ 4 ] و نيز در شام و حجاز سماع كرد . نيز به معرّه رفت و با ابو العلاء احمد بن سليمان ديدار كرد و در جبال و ديگر بلاد نيز به سماع حديث نشست . در نيشابور و خراسان تا غزنه و بلاد هند و جرجان و آمل و طبرستان و شام و بيت المقدس و حجاز حديث گفت . ابو عبد اللّه قارى و ابو صالح مؤذّن از او روايت كردهاند و در تاريخ دمشق آمده است كه صابونى شست سال براى مردم وعظ كرد .
گويند كه در پوشنج در نيمهء جمادىالآخرهء سال 373 متولد شده .
248 - اسماعيل بن على خطيبى [ 5 ]
ابو محمد كنيه داشت . از حارث بن ابى اسامه و كديمى [ 6 ] و عبد اللّه بن احمد بن حنبل و جز ايشان سماع حديث كرد . دارقطنى و حسن بن شاهين و ابن رزقويه از او روايت كردهاند .
مردى ثقه و فاضل و آگاه به تاريخ مردم و اخبار خلفا بود . كتاب حجيمى در تاريخ برحسب سنوات تأليف كرد و نيز در ادب مقامى ارجمند داشت . خطيبى در محرم سال 299 متولد شد و در جمادىالآخرهء سال 350 در گذشت ، در ايام خلافت المطيع للّه .
حسن بن رزقويه از اسماعيل خطيبى روايت كند كه گفت : در يكى از شبهاى عيد فطر الراضى باللّه مرا فرا خواند . بر او وارد شدم گفت : فردا قصد آن دارم كه در مصلا با مردم نماز عيد بخوانم . چون خطبه به پايان آمد چگونه در حق خود دعا كنم . من سر فرو
هامش
[ 1 ] السياق ( المنتخب 2 ) ، نسخهء عكسى ابن عساكر 2 : 855 ، تهذيب ابن عساكر 3 : 30 ، الوافى 9 : 143 ، ( ياقوت به السياق و تاريخ دمشق توجه كرده ) .
[ 2 ] م : تابوتى .
[ 3 ] م : ابن الفرات .
[ 4 ] ابن عساكر : الشاه بن احمد الهروى .
[ 5 ] المنتظم 7 : 3 ، تاريخ بغداد 6 : 304 ، طبقات الحنابلة 2 : 118 ، الوافى 9 : 160 ، سير الذهبى 15 : 522 ، الشذرات 3 : 3 ، النجوم الزاهرة 3 : 328 .
[ 6 ] م : كديمى : ( ابو العباس محمد بن يونس بن موسى بصرى كديمى ، متوفى به سال 286 ، به جدش كديم منسوب است ) .