از آثار اوست : كتاب العروض كه كتابى بسيار نيكوست و آن را عروض الورقة ناميده ، كتاب الصّحاح ، در لغت و كتاب المقدمة ، در نحو . كتاب صحاح ، بر جمهره و تهذيب اللغه و مجمل اللغه برترى دارد زيرا دست يافتن به معنى لغت در آن آسانتر است .
ابو الحسن على بن فضال مجاشعى در كتاب خود به نام شجرة الذهب فى معرفة ائمة الادب گويد : جوهرى كتاب صحاح را براى ابو منصور عبد الرحيم بن محمد بيشكى تأليف كرد و او تا باب ضاد معجمهء آن را سماع كرد . سپس در جوهرى جنونى پديد آمد به جامع قديم نيشابور رفت و بر بام شد و گفت : اى مردم من در اين دنيا كارى كردهام كه كس همانند آن نكرده است و براى آخرت هم كارى مىكنم كه كس تا كنون چنان نكرده باشد . پس دو لنگهء در به دو پهلوى خود بست و آنها را با طناب استوار كرد و بر بالاترين قسمت بام برآمد و به قصد پريدن از بام فرو جست بر زمين افتاد و بمرد . بقيّهء كتاب همچنان در مسوّده باقى ماند . ابو اسحاق ابراهيم بن صالح ورّاق ، شاگرد او ، پس از مرگ استاد آن را به بياض برد و در چند موضع مرتكب اشتباه شد .
مؤلف گويد كه به سال 611 ، در حلب ، در سراى قاضى ابو الحسن على بن يوسف بن ابراهيم شيبانى بودم . از جوهرى سخن به ميان آمد . گفتم : شگفت است كه من در باب سال تولد و وفات او جستجو كردهام و از كسانى كه از نيشابور مىآمدند پرسيدهام ولى به جايى نرسيدهام . روز ديگر بامداد پگاه بيامد و گفت : طرفهاى آوردهام . دوش در خواب كسى را ديدم كه مىگفت : اسماعيل بن حماد جوهرى به سال 386 وفات كرده . هر چند به آنچه در خواب ديده مىشود نتوان قطع و يقين كرد ولى اين درست است . زيرا دو شيخ او ابو على و ابو سعيد اندكى پيش از اين تاريخ وفات كردهاند . و من بر پشت كتاب ديوان الادب ، به خط جوهرى ، در تبريز ديدم كه آن را در سال 383 نوشته و به نسخهاى از صحاح برخوردم در دمشق و به خط جوهرى در نزد الملك المعظم بن العادل بن ايوب صاحب دمشق كه آن را در سال 396 نوشته .
مؤلف اين كتاب گويد : محمود بن ابى المعالى حوارى گويد كه از امام سعيد بن امام احمد بن محمد ميدانى از خللها و خطاهايى كه در كتاب صحاح است پرسيدم . گفت : از كتاب صحاح فقط تا باب ضاد بر جوهرى قرائت شد و بيشتر كتاب همچنان به صورت سواد ( پيش نويس ) باقى ماند و او نتوانست آن را تنقيح و تهذيب كند . بنابراين ، هركس كه ادعا كند كه بيشتر از آن از جوهرى شنيده است بر او دروغ مىبندد . و گويد كتاب به خط
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 295
مساهمون: ياقوت الحموي
ص٢٩٥