عيسى بن على بن عيسى حكايت كرد كه به عيادت ابو بكر بن مجاهد رفته بودم .
جماعتى در آنجا بودند و نشستشان به درازا كشيده بود . ابو بكر مرا گفت : اى ابو القاسم ، عيادت و دگر چه ؟ آنها كه نشسته بودند برخاستند و رفتند . من نيز آهنگ بازگشت نمودم ، گفت كه بمانم و نروم . سپس اين ابيات على بن جهم سمرىّ را خواندن گرفت [ 1 ] :
لا تضجرنّ مريضا جئت عائده * انّ العيادة يوم اثر يومين
بل سله عن حاله و ادع الإله له * و اقعد به قدر فواق بين حلبين
من زار غبّا اخا دامت مودّته * و كان ذاك صلاحا للخليلين
از ابو الفضل زهرى نقل كردهاند كه گفت : پدرم در شبى كه ابو بكر بن مجاهد جهان را بدرود گفت بيدار شد و گفت : فرزند مىپندارى امشب چه كسى مرده باشد ؟ من در خواب ديدم كه گويى كسى مىگفت : امشب قوام دهندهء وحى خدا پس از پنجاه سال بمرد . چون صبح شد ديديم كه ابن مجاهد مرده است . پايان آنچه از تاريخ خطيب نقل كرديم .
محمد بن اسحاق در كتاب خود آورده است كه ابن مجاهد با وجود فضل و اشتهارش در علم مردى شوخ طبع بود و نيك خوى . از آثار اوست :
كتاب القراءات الكبير و كتاب قراءات الصغير ، كتاب الياآت ، كتاب الهاآت ، كتاب قرائت ابى عمرو ، كتاب قرائت ابن كثير ، كتاب قرائت عاصم ، كتاب قرائت نافع ، كتاب قرائت حمزه ، كتاب قرائت الكسائي ، كتاب قرائت ابن عامر ، كتاب قرائت النبى صلى الله عليه و سلّم ، كتاب السّبعة ، كتاب انفرادات القراء السبعة ، كتاب قرائت على بن ابى طالب ( ع ) - رضى الله عنه - اين مطالب را از خط ابو سعد سمعانى و گزيدهء او از تاريخ يحيى ابن منده نقل كردم .
در تاريخ خوارزم خواندم كه ابو سعيد احمد بن محمد بن حمديج حمديجى گويد كه
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : چون به عيادت بيمارى رفتى او را ملول منماى ، كه عيادت هر دو روز يك بار است . بلكه از حال او بپرس و براى او دعا كن به درگاه خداوند . به قدر دو بار دوشيدن شير بنشين هر كه دير دير به ديدار دوستان رود بر دوستيش بيفزايد و در اين كار صلاح هر دو دوست است .