197 - احمد بن مروان المؤدّب [ 1 ]
ابو مسهر كنيه داشت و از مردم رمله بود . عالم به لغت . در عصر متوكل مىزيست .
از اوست [ 2 ] :
غيث و ليث ، فغيث حين تسأله * عرفا و ليث لدى الهيجاء ضرغام
كالمزن تجتمع الحالات فيه معا * ماء و نار و ارهام و اضرام
198 - احمد بن مطرّف بن اسحاق قاضى [ 3 ]
ابو الفتح مصرى در ايام حاكم در دولت مقامى داشت . او راست تأليفاتى در ادب . از آن جمله است كتاب النوائح كه كتابى است بزرگ در لغت . و رسالهاى در ضاد و ظاء . اين رساله را براى شريف ابو الحسن محمد بن قاسم حسينى عامل تنّيس نوشته است .
199 - احمد بن مطّرف ابو الفتح عسقلانى [ 4 ]
قضاى دمياط را بر عهده داشت . به سال 413 وفات كرد ، و تولدش در سال 320 و اندى اتفاق افتاد . اديب و فاضل بود . كتابهاى بسيار در ادب و لغت و جز آن دارد . ديوان شعرش را در دو نسخه گردآورد . يكى با شرح و ديگرى بدون شرح ، قريب هزار ورقه است . همهء اين مطالب را حافظ ابو عبد الله صورى گفته است . و گويد كه قطعهاى از شعرش را براى او خوانده و باقى را به او داد و اجازه داد كه آثارش را روايت كند . از اوست [ 5 ] :
علمى بعاقبة الايّام يكفينى * و ما قضى الله بى : لا بدّ يأتينى
هامش
[ 1 ] الوافى 8 : 175 ، بغية الوعاة 1 : 391 .
[ 2 ] باران است و شير است باران است هرگاه كه از او چيزى خواهى و شير است به هنگام جنگ . همانند باران در اوست آبها و آتشها با هم .
[ 3 ] الوافى 8 : 181 ، بغية الوعاة 1 : 391 .
[ 4 ] الوافى 8 : 181 ، بغية الوعاة 1 : 391 .
[ 5 ] حاصل معنى : شناخت من از عواقب كارها مرا بسنده است و هر چه خداوند براى من مقدّر كرده مرا خواهد آمد . خلافى در اين نيست كه آدميان از آن هنگام كه آفريده شدهاند قصد هر كار كه مىكنند معكوس است . عمر در اين جهان به گزاف و بىحساب انفاق شود ولى مال با سنجش و ترازو .