196 - احمد بن محمد بن جعفر بن مختار واسطى نحوى [ 1 ]
ابو على كنيهء او بود . وى برادرزادهء ابو الفتح محمد بن محمد بن جعفر بن مختار نحوى است كه در آينده از او ياد خواهيم كرد . بعد از سال 500 وفات كرد . اعقاب او در واسط مىزيستند . او نحو را از ابو غالب بشران فرا گرفت . سرايش محل اجتماع اهل علم و او از شاهدان عادل بود . در واسط پيشهء آسيابانى و خبازى داشت ؛ در سالى كه سپاه عجمان بر واسط تاخته و بخشى از شهر را غارت كردند و به خانهء او داخل شدند . شريف ابو العلاء بن تقى گويد كه همراه او نزد چپاولگران رفتم و كوشيدم كه آنها را بر سر مهر آورم كه بخشى از اموال او را باز پس دهند ولى سودى نبخشيد . چون از نزد آنها بيرون آمديم اين بيت را خواند :
تذكّرت ما بين العذيب و بارق * مجرّ عوالينا و مجرى السوابق
سپس روى به من كرد و پرسيد : در اين بيت عامل ظرف چيست ؟ گفتم در اين حالت كه هستى باز هم از نحو و نظر در آن بازنمىايستى ؟ در پاسخ گفت : فرزندم اگر محزون شوم چه فايدتى حاصل مىكنم ؟
از اشعار اوست [ 2 ] :
كم جاهل متواضع * ستر التواضع جهله
و مميّز فى علمه * هدم التكبّر فضله
فدع التّكبر ما حييت * و لا تصاحب اهله
فالكبر عيب للفتى * ابدا يقبّح فعله
هامش
[ 1 ] انباه الرواة 1 : 133 ، سؤالات الحافظ السّلفى : 55 - 56 ، الوافى 8 : 14 ، بغية الوعاة 1 : 364 .
[ 2 ] حاصل معنى : چه بسا نادانى كه فروتنى كند و اين فروتنى پرده بر نادانيش مىكشد . چه بسا كسى كه در علم خود اهل تميز است ولى تكبر ورزيدن بنيان علمش ويران سازد . تا زندهاى تكبر را رها كن و با اهل تكبر مصاحبت منماى ، كه تكبرورزى همواره ننگى است براى جوانمرد و كارى زشت بوده است .