194 - احمد بن محمد بن قاسم بن احمد بن خديو [ 1 ]
او اخسيكثى بود و ابو رشاد كنيه داشت ، ملقب به ذو الفضائل . در شب يكشنبهء هشتم جمادى الاولى سال 528 در گذشت . اخسيكث شهرى است از فرغانه . آن را به تاء هم ضبط كردهاند . او و برادرش ذو المناقب محمد ، اديبان مرو بودند كه همگان بدان اذعان داشتند . آن دو به مرو آمدند و در آنجا سكنى گزيدند و تا پايان عمر در آنجا زيستند .
ذو الفضائل شاعر و اديب و مصنّف و كاتب بود . در ديوان سلاطين ترسّل را بر عهده داشت ، از آثار اوست : كتابى در تاريخ و كتابى به نام فى قولهم كذب عليك كذا و كتاب زوائد در شرح سقط الزند و جز آنها . در ديوان شعرش به خط او خواندم كه چون اين ابيات ابو العلاء معرى را خواندم [ 2 ] :
هفت الحنيفة و النصارى ما اهتدت * و مجوس حارت و اليهود مضلّله
اثنان اهل الارض ذو عقل بلا * دين و آخر ديّن لا عقل له .
در پاسخش گفتم [ 3 ] :
الدّين آخذه و تاركه * لم يخف رشد هما و غيّهما
رجلان اهل الارض قلت فقل * يا شيخ سوء انت ايّهما ؟
سمعانى گويد كه احسيكثى اديب و فاضل و فرزانه و در نحو و لغت قوى دست بود در نظم و نثر سر آمد . با جماعتى از فضلا آمد و شد داشت و با آنان مشاعره و مفاخره مىكرد . بيشتر فضلاى خراسان از او كسب علوم ادبى كرده بودند و از شاگردان او بودند .
هامش
[ 1 ] انباه الرواة 1 : 132 ، الوافى 8 : 81 ، بغية الوعاة 1 : 1374 .
[ 2 ] حاصل معنى : حيرت زدهاند مسلمانان و مسيحيان راه نيافتند و مجوسان گمگشتهاند و يهود گمراه . مردم روى زمين دو گونهاند يكى صاحب عقل و بى دين و ديگر ديندارى كه او را عقل نيست .
[ 3 ] حاصل معنى : دين ، چه آنكه آن را پذيرفته و چه آنكه آن را واگذاشته رهيابى و گمراهيشان پوشيده نيست . تو گفتى مردم روى زمين دو گونهاند ، اى پير مرد بد بگوى كه تو خود از كدام يك از آن دو گروه هستى .