تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
اخبارى و جماعتى ديگر روايت مىكند و ابو بكر بن لال و ابو بكر بن روزبه [ 1 ] از او روايت كرده‌اند ولى تاريخ وفات او را ذكر ننموده‌اند .

155 - احمد بن محمد بن وليد بن محمد معروف به ولّاد [ 2 ]

از خاندانى اهل علم بود . ذكر پدرش و جدش در اين كتاب آمده است . اين احمد را كنيه ابو العباس بود . چنان‌كه زبيدى در كتاب خود آورده به سال 302 در گذشت . در نحو دستى توانا داشت . از موطن خود مصر به بغداد آمد و با ابراهيم بن زجّاج و ديگران ديدار كرد . زجّاج او را بر ابو جعفر نحّاس برترى مىداد . هر دو از شاگردان او بودند . زجاج همواره او را در نزد كسانى كه از مصر به بغداد مىآمدند ثنا مىگفت و مىگفت يكى از شاگردان من در نزد شماست بدين حالت و صفت . آنها مىپرسيدند : آيا ابو جعفر نحاس ؟ و او مىگفت : نه ، ابو العباس بن ولّاد . حكايت كنند كه يكى از ملوك مصر ابن ولّاد و ابن نحّاس را در مجلس گردآورد و فرمان داد كه مناظره كنند . ابن نحّاس از ابن ولّاد پرسيد مثال بر وزن افعلوت از رميت چه مىشود . ابن ولّاد گفت مىگويم ارمييت . ابو جعفر بر او خطا گرفت و گفت در زبان عربى افعلوت و افعليت نيست . ابو العباس گفت : تو از من خواستى كه صيغه‌اى بسازم و ساختم . ابو جعفر مىخواست با اين سؤال به هوشمندى او پى ببرد . زبيدى گويد : او در قياس خود راه درستى رفته است وقتى كه « واو » را به « ياء » بدل كرده است . ابو الحسن سعيد بن مسعدهء اخفش از امثله صيغه‌هايى نقل كرده كه در كلام عرب وجود ندارد . او راست : كتاب المقصور و الممدود و كتاب الانتصار لسيبويه بنا بر آنچه مبرّد ذكر كرده است .

156 - احمد بن محمد پشتى خارزنجى [ 3 ]

سمعانى گويد : خارزنج قريه‌اى است در نواحى نيشابور در ناحيهء پشت . از مشاهير اين
هامش
[ 1 ] م : روزنه . [ 2 ] طبقات الزبيدى : 219 - 220 ، انباه الرواة 1 : 99 ، الوافى 8 : 101 ، مرآة الخيال 2 : 311 ، حسن المحاضره 1 : 531 ، بغية الوعاة 1 : 386 ، اشارة التعيين : 44 . [ 3 ] انباه الرواة 1 : 107 ، الوافى 8 : 7 ، الانساب و اللباب ( الخارزنجى ) ، بغية الوعاة 1 : 388 ، روضات الجنّات 1 : 220 .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 203 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى