142 - احمد بن محمد بن ثوابة بن خالد كاتب [ 1 ]
كنيهاش ابو العباس بود . محمد بن اسحاق نديم گويد : احمد بن محمد بن ثوابة بن يونس ، ابو العباس كاتب ، در اصل مسيحى بود . و گويند كه يونس معروف به لبابه بود و پيشهء حجامى داشت و گويند كه لبابه نام مادرشان بود . ابو العباس در سال 277 در گذشت .
صولى گويد كه در سال 273 وفات يافته .
و گويد [ 2 ] كه ابو العباس مردى درشتخو و كينهتوز بود و اين امر در نوشتههايش آشكار است . او راست كتابى در مجموعهء رسايلش و كتابى در صناعت دبيرى و خط . برادرش جعفر بن محمد بن ثوابه در ايام عبيد الله بن سليمان وزير ، صاحب ديوان رسايل بود .
فرزندش محمد بن احمد نيز اهل ترسّل و بلاغت بود و نيز مجموعهء رسايل او بر جاى است . و از اين خاندان هستند : ابو الحسين محمد بن جعفر بن ثوابه و پسرش ابو عبد الله احمد بن محمد بن جعفر . او نيز عهدهدار ديوان رسايل بود و اين آخرين كس است از فضلاى اين خاندان .
محمد بن احمد بن ثوابه كاتب بايكباك ترك بود . چون مهتدى را به كشتن رافضيان وادار كردند ، مهتدى به بايكباك [ 3 ] گفت : به خدا سوگند كه كاتب تو نيز رافضى است .
بايكباك گفت : بر او دروغ بستهاند و او چنين نيست . جماعتى بر ضد او شهادت دادند .
بايكباك گفت : دروغ مىگوييد كاتب من چنين نيست كه مىگوييد . او نيكمردى است فاضل كه نماز مىخواند و روزه مىگيرد و خير خواه من است و مرا از مرگ رهانيده است .
من دعوى شما را قبول ندارم . مهتدى خشمگين شد و سوگند خورد كه آنچه دربارهء ابن ثوابه مىگويند درست است . و بايكباك پيوسته مىگفت : نه ، نه . چون آن قوم از نزد مهتدى برفتند ، بايكباك آنان را دشنام داد و گفت كه اينان رشوه گرفتهاند و توطئه كردهاند . پس بر آنان سخت گرفت و دربارهء برخى فرمانهاى ناخوش داد و آنان با رنج فراوان خود را از او خلاص كردند . ابن ثوابه هم متوارى شد . مهتدى امر كتابت بايكباك را به سهل بن عبد الكريم احول واگذار كرد و ندا در دادند كه ابن ثوابه را بگيرند و تسليم كنند . سپس بايكباك به عذر خواهى نزد مهتدى آمد . مهتدى نيز عذر او پذيرفت و از گناهش درگذشت . چون موسى بن بغا از ولايت جبل به سرّمنرأى آمد بايكباك به ديدار
هامش
[ 1 ] الفهرست 143 ، الوافى 7 : 368 .
[ 2 ] نقل از الفهرست .
[ 3 ] م : باكباك .