تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
در آنجا ادب آموخت و پرورش يافت . اديب و راويه و شاعر و عالم به انساب بود و به مثالب و معايب بزرگان آگاه . مرزبانى و محمد بن اسحاق النديم او را ياد كرده‌اند و گفته‌اند كه ميان او و قومى از عمريان و عثمانيان فتنه افتاد زيرا از پدرانشان به زشتى ياد كرده بود . يكى از هاشميان او را نهى كرد و او در باب عباس سخنى ناخوش گفت . اين خبر به متوكل بردند فرمان داد صد تازيانه‌اش بزنند . اين كار را ابراهيم بن اسحاق بن ابراهيم بر عهده گرفت و صد تازيانه‌اش بزد . چون از زدن دست بازداشت جهمى گفت [ 1 ] :
تبرا الكلوم و ينبت الشّعر * و لكلّ مورد غلّة صدر و اللؤم فى اثواب منبطح * لعبيده ما اورق الشّجر
از آثار اوست : كتاب قريش و اخبارها ، كتاب المعصومين ، كتاب المثالب ، كتاب الانتصار فى الرّدّ على الشعوبيه ، كتاب فضائل مضر .

138 - احمد بن ابى عبد الله بن محمد بن خالد برقى [ 2 ]

كنيه‌اش ابو جعفر و اصل او از كوفه بود . يوسف بن عمر ثقفى ، والى عراق از سوى هشام بن عبد الملك ، جدش محمد بن على را بعد از قتل زيد بن على حبس كرد و او را كشت . خالد خردسال بود و با پدرش عبد الرحمن به برقهء قم گريخت و در آنجا ماند . احمد بن ابى عبد الله خود ثقه بود ولى از راويان ضعيف فراوان نقل مىكرد و بر احاديث مرسل اعتماد مىنمود و كتابهاى بسيار نوشت . از آن جمله است : كتاب المحاسن . بر اين كتاب چيزهايى افزوده و از آن چيزهايى كاسته است . ديگر كتابهاى او كه من بر آنها دست يافته‌ام ، عبارتند از كتاب الابلاغ و كتاب التراجم و التعاطف و كتاب ادب النفس و كتاب المنافع و كتاب ادب المعاشرة و كتاب المعيشة و كتاب المكاسب و كتاب الرفاهيّة و كتاب المعاريض و كتاب السّفر و كتاب الامثال و كتاب الشواهد من كتاب الله عزّ و جل و
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : زخمها بهبود يابند و مويها برويند هر رنج و سختى كه بيايد سرانجام خواهد رفت تا زمانى كه درختان برگ مىدهند . لئامت و پستى در جامه‌هاى كسى است كه بندگانش را براى زدن به روى مىافكند . [ 2 ] الوافى 7 : 392 ، بنگريد به الفهرست 276 ، 277 ، ( ابن نديم بيشتر اين كتابها را كه فصولى از كتاب المحاسن هستند به پدر او محمد بن خالد البرقى نسبت داده و احمد را جز سه كتاب نشمرده است ) .