« آذنتنا » را مرتجلا سرود . و « زيد » ، زيد بن ثابت انصارى است و « نعمان » ابو حنيفه نعمان بن ثابت است .
87 - احمد بن سعيد بن شاهين بصرى [ 1 ]
كنيهء او ابو العباس بود . محمد بن اسحاق نديم از او نام برده است و گويد كه از اهل ادب بود از آثار اوست كتاب ما قالته العرب و كثر فى افواه العامّة .
88 - احمد بن سعيد بن حزم صدفى اندلسى منتجيلى [ 2 ]
ابو عمر كنيه داشت . حميدى از او ياد كرده و گفته است كه او در اندلس ، از جماعتى ، كه از آن جمله بود محمد بن احمد زرّاد ، علم آموخت . سپس به سفر پرداخت و از اسحاق بن ابراهيم بن نعمان و احمد بن عيساى مصرى معروف به ابن ابى عجينه و جز آن دو سماع حديث كرد و كتاب بزرگ تاريخ الرجال را تأليف نمود و هر چه توانست اقوال راويان درست قول و عادل را در آن گردآورد . وى به سال 350 وفات كرد . ( نقل از كتاب حميدى ) .
بعضى گويند كه او از فرزندان جعفر بن حارث از مردم قرطبه بود و ابو عمر كنيه داشت . به جمعآورى آثار و سنن پرداخت و تاريخ و حديث گردآورد . جمعى از مردم اندلس از او روايت كردهاند . در سال 311 با احمد بن عبادهء رعينى به مشرق مهاجرت كرد و در مكه از ابو جعفر مقبلى و ابو بكر بن المنذر صاحب الاشراق و دبيلى ابو جعفر محمد بن ابراهيم و ابو سعيد بن الاعرابى سماع حديث كرد و نيز در مصر از جماعتى از جمله ابو عبد الله محمد بن ربيع بن سليمان و در قيروان از احمد بن نصر و محمد بن محمد اللّبّاد نيز سماع كرد . سپس به اندلس بازگشت و تاريخى در باب محدّثين نوشت كه در آن سعى بليغ نمود . آن را نزد او فرا مىگرفتند . او همچنان حديث مىگفت تا در شب پنجشنبهء نه روز از جمادى الآخره مانده به سال 350 در گذشت . ولادتش در روز جمعهء پنجم ماه ربيع الآخر سال 284 بود .
هامش
[ 1 ] الفهرست : 88 ، الوافى 6 : 389 ، بغية الوعاة 1 : 310 .
[ 2 ] جذوة المقتبس : 117 ، بغية الملتمس رقم : 411 ، تاريخ ابن الفرضى 1 : 55 ، الوافى 6 : 389 ، سير الذهبى 16 :
104 ، فهرست ابن خير 228 .