تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
درهم‌ها ، پانصد دينار و پانصد درهم . گفت : نه تنها از دينارها هيچ كم نكردم اين درهمها را هم به تو مىبخشم . من برگرفتم و آن صراف دوست من شد و به خانه‌اش آمد و شد مىكردم . جحظه در امالى خود گويد : نزد يكى از دوستان نشسته بودم ، در اين حال رقعه‌اى از خانه‌اش رسيد . چون در آن نگريست مضطرب شد چنان كه صداى بادى از او برخاست من با او گرم صحبت شدم و چون فرصتى به دست آمد در نامه نگريستم . نوشته بودند كه در خانه آرد نماند و فردا نان نداريم .

70 - احمد بن جميل بن حسن بن جميل [ 1 ]

كنيه‌اش ابو منصور بود ، اديبى توانا و در نظم و نثر قوى دست . از مردم بغداد بود و در باب الازجّ مىزيست . ابو الفرج بن جوزى از او ياد كرده و گفته است كه به ادب نيك آشنا بود . او را كتاب مقاماتى است چون مقامات حريرى [ 2 ] در ماه ربيع الآخر سال 597 در گذشت .

71 - احمد بن حاتم ابو نصر باهلى [ 3 ]

دوست و مصاحب اصمعى بود . اصمعى كتابهاى او را روايت كرده . ابو العباس محمد بن احمد قمرى [ 4 ] اسكافى نحوى گويد كه ابو نصر فرزند خواهر اصمعى بود و ابو الطيب در كتاب مراتب النحويين [ 5 ] گويد كه برخى پنداشته‌اند كه احمد بن حاتم فرزند خواهر اصمعى بود و اين به ثبوت نرسيده . از اصمعى و ابو عبيده و ابو زيد علم آموخت و در بغداد زيستن گرفت . همواره از ابو عمرو شيبانى حكايت مىكرد . وى در سال 231 جهان را بدرود گفت . سال عمرش از هفتاد در گذشته بود . مرزبانى از ابو عمر زاهد روايت كند كه ثعلب گفت : بر يعقوب بن السكّيت داخل شدم ، او كتاب اصلاح المنطق را مىنوشت . گفت : اى ابو العباس به كتاب من رغبتى نشان
هامش
[ 1 ] الوافى 6 : 293 ( به نقل از ياقوت ) . [ 2 ] صفدى گويد بيست مقامه به نظم و نثر نوشته . پسرش يوسف آنها را از او روايت كرده . [ 3 ] الفهرست : 61 ، تاريخ بغداد 4 : 114 ، طبقات الزبيدى 180 ، انباه الرواة 1 : 36 ، 4 : 180 ، الوافى 6 : 295 ، بغية الوعاة 1 : 301 . [ 4 ] شايد معمرى باشد ، چنان كه در شمارهء 972 آمده است . [ 5 ] مراتب النحويين : 82 و ابو الطيب اللغوى نام او عبد الواحد بن على است . در سال 351 وفات كرده .