تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
ماتمش هزينه شده بود . او نداد و به بروجرد پناه برد ، بروجرد از متصرفات بدر بن حسنويه كرد بود . پس از چندى هواى وزارت در سرش افتاد و خواست كه آن مال بپردازد و به وزارت مجد الدوله بازگردد ، ولى او را اجابت نكردند . چون وفات كرد فرزندش ابو القاسم سعد اموالش را گردآورد ، بس فراوان بود . ابو القاسم سعد ، خود نيز پس از چند ماه بمرد و ابو بكر محمد بن عبد العزيز بن رافع آن مال در تصرف آورد . تابوت ابو العباس با يكى از حاجبانش به بغداد وارد شد . فرزندش به ابو بكر خوارزمى ، شيخ اصحاب ابو حنيفه ، نامه نوشت كه پدرش وصيت كرده كه در جوار تربت حسين بن على ( ع ) به خاك سپرده شود . و از او خواست كه بدين كار قيام كند و قطعه زمينى براى گور او بخرد . او از شريف طاهر ابو احمد خواست كه آن زمين را به بهاى پانصد دينار به آنها بفروشد ، ابو احمد گفت : اين مرد به جوار جدّ من پناه جسته است . من بهاى زمين نمىگيرم . پس تابوت را به براثا بردند و ابو احمد با سادات و فقيهان بيامد و بر او نماز خواند و در آن جا به خاكش سپرد . مهيار ديلمى را در مدايح و مراثى صاحب قصايدى است . به خاك سپردن او در عصر روز جمعه شش روز باقى مانده از ماه صفر سال 385 بود . هلال گويد : صاحب بن عباد در رى وفات كرد روز بعد او را در خانه‌اش دفن كردند . پس از او ابو العباس احمد بن ابراهيم ضبّى ملقّب به كافى الاوحد زمام كارها به دست گرفت . دربارهء صاحب سخن بسيار است و علوّ مقام او مشهور همگان . قاضى ابو العباس احمد بن محمد البارودى براى من حكايت كرد كه صاحب بيمار شد و امراى ديلم و وجوه حواشى و اكابر مردم هر صبح و شام به عيادتش مىآمدند و خدمت مىكردند و دعا مىگفتند و زمين مىبوسيدند و بازمىگشتند . چند بار فخر الدوله خود به عيادت آمد . صاحب خدمتهاى خود برشمرد و او را اندرزها داد و در هنگام غروب آفتاب ديده بر جهان بربست . ابو محمد خازن كتب ، ملازم سراى صاحب بود . او را خدمت مىكرد ولى هر چه در آن جا مىگذشت به فخر الدوله خبر مىداد . در اين حال نيز بر فور فخر الدوله را خبر داد . فخر الدوله خواص و ثقات خود را بفرستاد تا سراى صاحب و خزائن او را در اختيار گرفتند . و هر چه در سراى و خزائن بود به سراى فخر الدوله حمل كردند . صاحب را غسل دادند و تابوتش را به ميان مردم آوردند . ابو العباس ضبى به عزا نشست . چون جنازه
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 80 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى