تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
بيست سال است كه هر چه مىگويم زهديات است يا خطاب و عتاب دوستان . مأمون گفتش بنشين . قاضى نشست . مأمون قدحى نبيد كه در دست داشت به دو داد . قاضى گفت : يا امير المؤمنين من آب را كه در اباحت آن اقوال مختلف نيست با چيزى كه حليّت آن مورد اختلاف است عوض نمىكنم . مأمون گفت : شايد نبيد خرما يا مويز مىخواهى . قاضى گفت : در اين باب هيچ نمىدانم . مأمون گفت : اگر اين جام نوشيده بودى گردنت را مىزدم . اكنون مىدانم كه در گفتار خود صادق هستى ؛ ولى نمىتواند عهده دار قضا شود كسى كه سخن خود را با بيزارى از اسلام آغاز كند . به خانه‌ات برگرد و علويّه را گفت كه ازاين‌پس اين شعر را چنين بخوان : حرمت مناي منك إن كان ذا الذي [ 1 ] . . .

48 - احمد بن ابراهيم بن محمد بن عبد الله فارسى [ 2 ]

ابو حامد ، مقرى و اديب . ساكن نيشابور . در علم قراءات آثار بسيار گردآورده . حاكم گويد : از عابدان بود . سالها در سراى ابو اسحاق مزكّى زيست تا فرزندانش را ادب آموزد . در شهر خود از اصحاب ابو الاشعث و عمر بن شبّه و اقران ايشان سماع حديث كرد . در سال 346 در نيشابور در گذشت . حاكم گويد ، ابو حامد مرا حكايت كرد از قول ابو الحسين بن زكريا كه گفت در نزد ابو بكر محمد بن داود بن على اصفهانى فقيه بودم و او اين ابيات را براى يكى از دوستانش مىنوشت [ 3 ] :
جعلت فداك قد طال اشتياقى * و ليس تزيدنى إلّا مطالا كتبت إليك أستدعي نوالا * فلم تكتب إليّ نعم و لا لا سأصبر إن أطعت الصبر حتّى * يملّ الصبر أو تهوى الوصالا
هامش
[ 1 ] بنگريد به : اغانى 11 : 318 ، 320 . [ 2 ] الوافى 6 : 211 ( از ياقوت ) . [ 3 ] حاصل معنى : جانم به فدايت اشتياق من به دراز كشيد و جز آن نيست كه تو مرا به سر مىدوانى . به تو نامه‌اى نوشتم و چيزى خواستم و تو در جواب نه آرى نوشتى و نه ، نه . باز هم صبر خواهم كرد تا صبر به جان آيد يا وصال در رسد .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 78 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى