بنى ومانوا و بنى يلومى از اعمال مغرب دو ناحيه را ميان خود تقسيم كردند و ملوك صنهاجه كه در قلعه فرمان مىراندند همواره براى لشكركشى به مغرب آنان را گسيل مىداشتند . بنى واسين و قبايل نام آورى كه از آن منشعب شده بود چون بنى مرين و بنى توجين و مصاب سراسر بيابان ميان ملويه و زاب را تصرف كرده بودند . ولى آن گروه از زناته كه در روستاها و ضواحى را تصرف كرده بودند مانع پيشروى آنان مىشدند . بنى ومانوا و بنى يلومى كه در مغرب اوسط بودند و بنى يفرن و مغراوه كه در تلمسان داراى رياست بودند ، به هنگام نياز از بنى واسين يارى مىخواستند و در برابر كسانى كه مزاحم آنان بودند يا در برابر ملوك صنهاجه و زناته و غير ايشان كه به جنگشان مىآمدند به آنان استظهار مىكردند و گاه به آنان اموال و اسلحه مىدادند و از غلات كه در بيابان كمياب بود به آنان قرض الحسنه مىدادند و اين خود رشوهاى بود كه مىپرداختند .
بنى حماد را نيز به ايشان نياز افتاد و اين به هنگامى بود كه بنى هلال بن عامر سر برداشته بودند و دولت المعز و صنهاجه را در قيروان و مهديه برافكنده و اكنون روى به مغرب اوسط نهاده بودند .
بنى حماد از قلمرو خويش به دفاع پرداخت و از زناته نيز خواست كه به مدافعه برخيزند . پس براى اين مقصود بنى يعلى ملوك تلمسان - از مغراوه - گرد آمدند و با بنى واسين و شعوب آن چون بنى مرين و عبد الواد و توجين و بنى راشد دست بدست هم دادند و به سردارى وزيرشان ابو سعدى خليفهء يفرنى با عربهاى بنى هلال به نبرد برخاستند . اين وزير را در جنگهاى ايشان و دفاعشان از ضواحى زاب و مغرب اوسط مقامى ارجمند بود و در يكى از اين نبردها كشته شد .
هلاليان بر قبايل زناته در جميع ضواحى غلبه يافتند و آنان را از زاب و آنچه بدان تعلق داشت ، از بلاد افريقيه راندند . بنى واسين از زاب به مواطن خود در صحراى مغرب چون مصاب و جبل راشد تا ملويه و فيكيك ، باز گشتند .
سپس به سجلماسه شدند و به بنى ومانوا و بنى يلومى ملوك ضواحى در مغرب اوسط پيوستند و در سايهء آنان غنودند . آنگاه آن بيابان را ميان خود تقسيم كردند . ناحيهء غربى آن كه در جنوب مغرب اقصى است چون تيكورارين و دبدوا تا ملويه و سجلماسه به بنى مرين تعلق گرفت . اينان از بنى ومانوا دور شدند و گاهگاهى آن هم به هنگامى كه نياز به يارى آنها داشتند با ايشان رابطه برقرار مىكردند . ناحيهء شرقى آن كه در جنوب مغرب اوسط است ، ميان فيكيك و مديونه تا جبل راشد و مصاب از آن بنى بادين شد . ميان ايشان و بنى مرين پيوسته فتنه و زد و خورد بود كه در بيشتر آنها پيروزى با بنى بادين بود زيرا شعوبشان بيشتر و شمارشان فراوانتر بود . آن را چهار شعبه بود : بنى عبد الواد و بنى توجين و بنى زردال و بنى مصاب . شعبهء ديگر كه با ايشان برادر بودند يعنى بنى راشد نيز با آنان بودند - ما پيش از اين گفتيم كه راشد و بادين برادر بودند - موطن بنى راشد كوهى است مشهور به نام آنان در صحرا . آنان همواره بر اين حال بودند تا موحدين آشكار شدند و
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 68
مساهمون: ابن خلدون
ص٦٨