اين به هنگامى بود كه در سال 762 پايتختشان را در محاصره افكنده بود و ما در اخبار ايشان خواهيم آورد . ولى پيروزى ميسرش نشد . سپس سبيع به سراى سلطان باز گرديد و در طبقهء وزرا قرار گرفت . از آن پس همواره در كارها و مقامهاى بزرگ بود گاه در سجلماسه بود و گاه مراكش و اعمال تازى و تادلا و غماره . در اين عهد نيز در همان مقام و منصبهاست . و اللّه وارث الارض و من عليها و هو خير الوارثين .
خبر از وجديجن و واغمرت از قبايل زناته و مبادى احوال و سرگذشت ايشان
گفتيم كه اين دو ، دو بطن از بطون زناتهاند . از فرزندان ورتنيص بن جانا . داراى شمار بسيار و قوت و شوكت بودند . مواطنشان در بلاد زناته پراكنده بود اما وجد يجن ، بيشترشان در مغرب اوسط بودند و در منداس مىزيستند در مغربشان بنى يفرن بود و لواته در جنوبشان و سرسو و مطماطه در جانب شرقى در وانشريش . اميرشان در عهد يعلى بن محمد يفرنى مردى بود به نام عنان و ميان ايشان و لواته كه در سرسو مىزيستند جنگ و جدال بود . گويند كه اين فتنه بدست زنى از وجديجن بود كه به عقد مردى از لواته در آمده بود . زنان لواته بر او عيب گرفتند كه عروسى بينواست آن زن قصه به عنان رفع كرد عنان به خشم آمد و خويشاوندان خود و همسايگانش را گرد آورد و يعلى از بنى يفرن و كلمام بن حياتى [ 1 ] از مغيله و جمعى از غرابه و مطماطه نيز با او بودند . و ميان ايشان و لواته نبردى سخت در گرفت لواته را مغلوب كردند و آنان را تا كدية العابد واپس نشاندند . عنان شيخ وجديجن در يكى از اين جنگها در ملاكو از نواحى سرس [ 2 ] هلاك شد . لواته به كوهستان كريكره در جانب جنوبى سرسو پناه بردند . در آنجا جماعاتى از مغراوه زندگى مىكردند . شيخ ايشان در اين عهد علاهم نام داشت و فرزندخواندهء شيخ پيشينشان عمر بن تامصا بود كه چندى پيش در گذشته بود . معنى تامصا در زبان بربر غول است . چون لواته به او پناه بردند در حق ايشان مكر كرد و قوم خود را بر ضدشان برانگيخت . آنان نيز دست به كشتار و تاراجشان گشودند و به فرارشان واداشتند لواته به كوه لعود [ 3 ] و كوه دراك پناه بردند . تا پايان در آنجا استقرار يافتند . وجديجن مواطن ايشان را در منداس تصرف كردند . تا آن گاه كه بنى يلومى و بنى ومانوا بر آنان غلبه يافتند سپس تا اين زمان مغلوب بنى عبد الواد و بنى توجين شدند . و اللّه وارث الارض و من عليها .
و اما واغمرت ، اينان را در اين زمان غمرت گويند . برادران وجديجن هستند ، از فرزندان
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهءB: حبان
. [ ( 2 ) ] در نسخهءC: السرش .
[ ( 3 ) ] در نسخهءB: يغود و درC: تعود .