هستند و اين امر تا به امروز همچنان بر دوام است .
با مرگ ابو سعيد آخرين پادشاه بنى هلاكو ، در سال 740 دولتشان پايان گرفت و ميان عمال دولت و خويشاوندان از مغولان تقسيم گرديد . عراق عرب و آذربايجان و تبريز را شيخ حسن دخترزاده هلاكو تصرف كرد . دولت او در ميان فرزندانش تا به امروز ادامه دارد . خراسان و طبرستان را شاه ولى از متابعان بنى هلاكو گرفت و اصفهان و فارس به دست آل مظفر يزدى افتاد كه از عمال ايشان بود .
بنى دوشى خان در مملكت سراى بودند و آخرين آنها توقتمش پسر بردى بيك بود . فرزندان جغتاى را كه در ما وراء النهر بودند اين هوس در دل پديد آمد كه بر اعمال فرزندان هلاكو و دوشى خان استيلا جويند زيرا اينان غرق ناز و نعمت نشده بودند و همچنان خوى بدويت خويش حفظ كرده بودند و دولتى نيرومند داشتند . پادشاهشان سيورغتمش بود كه در اين عهد مرد . پسرش را بر تخت نشاندند و امراى بنى جغتاى همه در خدمت او شدند . بزرگ ايشان تيمور بود معروف به تمر بن ترغاى . او اين كودك را تحت كفالت خود گرفت و مادرش را به عقد خود در آورد و بر سراسر ممالك بنى دوشى خان چون ما وراء النهر يعنى بلاد سمرقند و بخارا و خوارزم چنگ افگند .
سپس به طبرستان و خراسان رفت و آن دو را تصرف كرد . سپس راهى اصفهان شد و از آنجا به بغداد رفت و بغداد را از دست احمد بن اويس بستد . احمد به پادشاه مصر الملك الظاهر برقوق پناه برد . برقوق - كه از آن ياد كرديم - او را پناه داد و وعده داد كه در برابر دشمنش ياريش دهد .
امير تيمور رسولانى نزد برقوق فرستاد و ميان آن دو مراتب دوستى و اتحاد برقرار گرديد . چون سپاه تيمور به رحبه رسيد عامل رحبه به استقبال آن سپاه رفت و چون به گفتگو پرداختند سخنان درشت گفتند . تيمور نيز بر سر ايشان تاخت و همه را بكشت . الملك الظاهر برقوق لشكر از مصر بيرون آورد . سپاهيان او عربها و تركمانان بودند . او در ساحل فرات لشكرگاه بر پاى ساخت . همچنين از توقتمش كه در سراى بود يارى طلبيد . او نيز لشكر گرد آورد و تا در بند بيامد . تيمور در سال 796 لشكر به شام آورد و به رها رسيد . الملك الظاهر در لشكرگاه خود بر ساحل فرات بود . تيمور از رويارويى با او تن زد و به جنگ توقتمش رفت و همهء اعمال او در تصرف آورد . قبايل مغول به تيمور گرويدند و در زير پرچم او گرد آمدند . توقتمش به ناحيهء شمال رفت ، آن سوى بلاد بلغار ، تا از قبايل اروس كه از شعوب تركان بودند يارى جويد . جماعات ترك همه زير علم تيمور آمده بودند . آنگاه ملوك هند را اوضاع پريشان شد . يكى كه بر ديگران خروج كرده بود از امير تيمور يارى خواست . امير تيمور با سپاهيان مغول به هند رفت و دهلى را بگرفت . فرمانرواى دهلى به كنبايت رفت . كنبايت شهرى بر ساحل درياى هند است . سپاه تيمور در نواحى بلاد هند كشتار و تاراج كرد . در اين روزها الملك الظاهر برقوق بمرد . امير تيمور به آن بلاد باز گرديد و بر عراق
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 516
مساهمون: ابن خلدون
ص٥١٦