( صلوات اللّه عليه ) ظهور نمود و همهء عرب را بر كلمهء اسلام مجتمع ساخت و عربها مجتمع شدند .
كه لو انفقت ما فى الارض جمعيا ما الّفت بين قلوبهم و لكن اللّه الف بينهم [ 1 ] رسول خدا از جهان رخت بربست ، در حالى كه به جهاد مأمور شده بود و خداوند وعده داده بود كه زمين از آن امت او خواهد بود . پس از دو سال از وفات او عربها لشكر بر سر كسرى و قيصر كشيدند و ملك از آنان بستدند و از ايرانيان برگذشتند و بر تركان تاختند و روميان را پشت سر نهادند و به سوى بربر و مغرب سپاه بردند و همهء عالم در دعوت اسلام انتظام يافت . آنگاه پس از آن حضرت ميان مسلمانان اختلاف افتاد كه كارهاى خود به چه كسى رجوع كنند . قومى از عرب طريق تشيع گزيدند . اينان مىگفتند كه پيامبر پسر عم خود على ( ع ) را جانشين خود ساخته و گروهى اين راى نپذيرفتند و گفتند كه بايد جانشين پيامبر را تعيين كرد و دولت بنى اميه بر اين اساس به وجود آمد و دولت اسلامى در عهد ايشان نيرومند شد . در تشيع نيز شعبى پديد آمد و در اينكه از فرزندان على بن ابى طالب امامت حق چه كسى است ، مذاهبى پديدار شد . تا آنگاه كه يكى از مذاهب شيعه به محمد بن على بن عبد اللّه بن عباس گرايش يافت . پيروان او در خراسان آشكار شدند و سراسر آن نواحى را تصرف كردند سپس عراق را گرفتند و بر بنى اميه غلبه يافتند و ملك از ايشان بستدند و دولتشان نيرومند شد و خلفايشان متعدد گرديد . روزگارى گذشت . دولت بنى عباس گرفتار راحتطلبى و نوشخوارى شد . و روى در نشيب سستى نهاد . و از ميان بنى على و غير ايشان منازعان سر برداشتند . دولتى به وسيلهء فرزندان امام جعفر صادق در مغرب ظاهر شد . اينان عبيديان بودند . فرزندان عبيد اللّه المهدى بن محمد . كتامه و قبايل بربر به ياريش برخاستند و عبيديان بر مغرب و مصر مستولى گرديدند .
همچنين دولت علويان در طبرستان تأسيس شد و ديلمها و برادرانشان گيلها به آنان گرويدند و دولت بنى اميه در اندلس ادامه يافت . زيرا چون بنى عباس بنى اميه را در مشرق مغلوب كردند ، دست به كشتار ايشان زدند ، عبد الرحمان بن معاوية بن هشام بن عبد الملك ، جان از مهلكه به در برد و به مغرب رفت . سپس از راه دريا به اندلس شد . در آنجا عربها و موالى بنى اميه بر او گرد آمدند و دولت ديگرى تأسيس كرد . در قرن چهارم مسلمانان ميان اين چهار دولت منقسم شده بودند . دولت علويان طبرستان منقرض شد و به ديلميان رسيد . اينان خراسان و فارس و عراق را ميان خود تقسيم كردند و بر بغداد غلبه يافتند . خاندان بويه خليفه را بازيچه دست خود گردانيدند . آل سامان از پيروان آل طاهر امارت بلاد ما وراء النهر را بر عهده داشتند . چون خلافت روى به ضعف نهاد در آن نواحى دعوى استقلال كردند و دولتى عظيم تشكيل دادند . يكى از موالى ايشان محمود بن سبكتكين بر آنان خروج كرد و خراسان و ما وراء النهر را تا چاچ بگرفت . سپس غزنه و بلاد آن سوى آن را از
هامش
[ ( 1 ) ] الانفال 64 .