تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
هستند . در جنوب خط استوا تا پايان ربع مسكون عمارتى نيست زيرا هواى آنجا بسيار گرم است و آن گرما مانع تكوين است . همچنين بعد از هفت اقليم در سمت شمالى هم عمارتى نيست . به سبب شدت سرما و شدت سرما نيز مانع تكوين است . آب درياى محيط بر زمين ، از سوى مشرق سيزده درجه بالاى خط استوا داخل مىشود در مدخل پهناورى و در مسير خط استوا به سوى مغرب مىرود و بر چين و هند و سند و يمن مىگذرد و به وسط زمين به باب المندب منتهى مىگردد . اين دريا را درياى هندى و چينى ( اقيانوس هند ) گويند . آنگاه در جانب غربيش در خليجى نزد باب المندب منحرف مىگردد به جانب شمال غربى پيش مىرود و بر يمن و تهامه و حجاز و مدين و ايله و فاران مىگذرد و به شهر قلزم منتهى مىگردد ، اين دريا را درياى سويس ( بحر احمر ) نامند . در مشرق آن ( ؟ ) بلاد صعيد است تا عيذاب و بلاد بجاة است . از درياى هندى از وسط آن خليج ديگرى موسوم به خليج اخضر ( درياى عمان ) بيرون مىآيد و به طرف شمال به سوى ابله پيش مىرود ، آن را درياى فارس گويند . در سمت شرقى آن بلاد فارس و كرمان و سند است . همچنين آب از جانب غربى در خليجى تنگ در اقليم چهارم داخل مىگردد آن را درياى زقاق ( تنگهء جبل طارق ) نامند . پهناى آن هجده ميل است و به طرف مشرق به بلاد بربر از مغرب اقصى و اوسط و سرزمين افريقيه و اسكندريه و ارض تيه و فلسطين و شام مىگذرد و در سمت غربى آن همهء بلاد فرنگان است . دو خليج از آن در شمال آن پديد مىآيد . آنكه در جانب مشرق است خليج قسطنطنيه است و آنكه در مغرب است خليج بنادقه ( و نيز ) است . اين دريا را درياى رومى يا درياى شامى ( درياى مديترانه ) نامند . اين هفت اقليم معموره به دو نصف شرقى و غربى تقسيم مىشود . نصف غربى آن در وسطش درياى رومى است و نصف غربى آن در جانب جنوبيش درياى هندى است . عمارت در نصف غربى كمتر از نصف شرقى است زيرا درياى رومى در وسط آن است و همچنانكه پيش رفته گسترش يافته بخش بزرگى از زمينش را فرا گرفته است . در جانب جنوبى آن به سبب گرماى هوا عمارت اندك است و اگر عمرانى هست تنها در جانب شمالى آن است . نيمهء شرقى عمرانش بيشتر است زيرا در وسط آن دريايى نيست كه مزاحم گردد . بلكه جانب جنوبيش سراسر درياى هندى است . اين دريا بسيار پهناور است . هواى مجاور دريا لطيف است و مزاج آن براى تكوين معتدل و اقليم آن همه شايان آبادانى است و از اين رو آباد است . اين بخش از عالم از زمان حضرت آدم ( صلوات اللّه عليه ) آبادان بوده است . زاد و ولد فرزندان آدم در نيمهء شرقى عالم بوده ولى اممى كه در فاصلهء زمانى آدم تا نوح بوده‌اند همه از ميان رفته‌اند و ما را از اخبار ايشان آگاهى نيست . زيرا كتب الهى جز از نوح و پسرانش ما را خبر نداده‌اند و ما را از ما قبل نوح خبرى نيست . قديمترين كتب آسمانى كه در دست ماست تورات است و در تورات از اين نژادها نشانى نيست . و جز از طريق وحى به اخبار