كه به جنگ ابو البهار رود . زيرى نيز با سپاهى گران و از قبايل زناته و جماعات بربر به سوى او راند . ابو البهار از مقابل او بگريخت و به قيروان شد و زيرى اعمال تلمسان و ديگر متصرفات ابو البهار را بگرفت و اراضى ميان سوس اقصى و زاب را تصرف كرد و كشورش پهناور شد و شوكتش قوى شد و فتحنامه به ابن ابى عامر نوشت . ابن ابى عامر دويست سر از اسبان اصيل و پنجاه شتر از شتران رهوار و هزار سپر كه از پوستهاى لمطى ساخته شده بود و چند بار كمان از چوب زان و حيوانات شكارى گرانبها و زرافه و انواع وحوش صحرايى و هزار بار خرما و چندين بار جامههاى پشمين و ديگر انواع جامهها براى او بفرستاد و در سال 381 بار ديگر منشور امارت او تجديد كرد و احياء او را به نواحى فاس آورد .
كار زيرى بن عطيه در مغرب بالا گرفت . وى بنى يفرن را از فاس به نواحى سلا راند . و شهر وجده را در سال 384 پى افكند و سپاهيان و حشم خود را در آنجا جاى داد . يكى از خويشاوندان خود را بر وجده امارت داد و ذخاير اموال خويش را به آنجا نقل كرد و آنجا را به صورت پايگاهى در آورد و وجده ثغر قلمرو او ميان مغرب اقصى و اوسط بود . سپس در سال 386 رابطهء ميان او و ابن ابى عامر تيره شد زيرا ساعيان گفته بودند كه زيرى بن عطيه از خودكامگى ابن ابى عامر و دور گردانيدن هشام المؤيد از كارهاى مملكت ناخشنودى نموده است . ابن ابى عامر به خشم آمد و كاتب خود ابن القطاع را با لشكرى براى گوشمال او فرستاد . زيرى بن عطيه اظهار عصيان نمود و فرمانرواى قلعهء حجر النسر او را به قلعهء خود در آورد . سپس نزد ابن ابى عامرش فرستاد . ابن ابى عامر در حق او نيكى نمود و او را الناصح خطاب كرد . عاقبت زيرى نقاب از چهره برافكند و خلاف آشكار نمود و خود را از پيروان هشام المؤيد قلمداد كرد و از ستمى كه بر او رفته بود بيزارى جست و خشم خود را آشكار ساخت . ابن ابى عامر نيز بر او خشم گرفت و آن راتبه كه به عنوان وزارت به او مىداد ببريد و نام او از ديوان بسترد و از او بيزارى نمود .
ابن ابى عامر غلام خود واضح را به مغرب فرستاد تا با زيرى بن عطيه نبرد كند . از ديگر طبقات جز سپاهيان جمع كثيرى به او پيوستند . پس از رفع نقايص ، اموال بسيار براى هزينههايى كه در پيش بود و بارهايى از سلاح و جامه روان نمود . جمعى از ملوك آن سوى آب كه در حضرت بودند چون محمد بن الخير بن محمد بن الخير و نيز زيرى بن خزر و پسر عمشان بكساس بن سيد الناس و از بنى يفرين نوبخت بن عبد اللّه بن به كار و از مكناسه اسماعيل بن بورى و محمد بن عبد اللّه بن مدين و از ازداجه خزرون بن محمد با سپاه واضح همراه شدند همچنين جمعى از وجوه لشكر را نيز به يارى او گماشت . واضح با اين لشكر در سال 387 از مركز خلافت ، در حركت
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 35
مساهمون: ابن خلدون
ص٣٥