تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
تقسيم گرديد و كارشان بالا گرفت و شهرهاى شام و مصر را ميان خود تقسيم گرديد تا نوبت به الملك الصالح نجم الدين ايوب بن الكامل محمد بن العادل ابو بكر برادر صلاح الدين رسيد . الملك الصالح براى تقويت بنيان دولت خويش و بر پاى داشتن رسوم ملك خواست بر شمار دار و دسته خويش بيفزايد از اين رو به خريدن و گرد آوردن بردگان پرداخت . آن سان كه اواخر دولت عباسى هم در بغداد چنين شده بود . برده فروشان بردگان را از اكناف به نزد او مىبردند ، او نيز شمارى از آنان را مىخريد و براى پرورش آنان استادان مىگماشت تا آنان را به فنون جنگى و آداب سپاهيگرى آشنا سازند و پس از تعليم آداب دينى و اخلاقى در تيراندازى به مهارت رسانند . از اين راه قريب به هزار تن برده گرد آورد . الملك الصالح در حوالى دمياط اقامت گزيده بود پدرش در آنجا دژى ساخته بود به نام المنصوره . الملك الكامل در دژ منصوره بمرد و پسرش نجم الدين به آن دژ آمد تا از ساكنان دمياط در برابر تعرض فرنگان دفاع كند . در آنجا بيمار شد و بمرد . پسر بزرگش توران شاه به نيابت او در حصن كيفا از ديار بكر بود و در آن سوى فرات . سپاهيان به بيعت با او همدل شدند و او را فرا خواندند و چشم به راهش دوختند . فرنگان از واقعه خبر يافتند ، حمله كردند ولى مسلمانان پيروز شدند و پادشاه ايشان ريدافرانس اسير گرديد . او را به مصر بردند و در سراى لقمان حبس كردند تا آنگاه كه مراسم پرداخت فديه در دمياط انجام گرديد و آزاد شد پس از او چنان كه در اخبار بنى ايوب آورديم زوجهء الملك الصالح ايوب به نان شجر الدر را به حكومت نشاندند . شجر الدر در ميان سپاه فرمان مىداد و بر مكتوبات علامت خود مىنهاد در روز نبرد با فرنگان بر اسب نشست و بر سر او رايتى برافراشته بودند و سپاهيان گرداگردش بودند تا خداوند دين خويش پيروز گردانيد و سپاه او غلبه يافت . در اين حال الملك المعظم توران شاه برسيد او را به جاى پدرش الملك الصالح ايوب بر تخت ملك نشاندند مماليكى كه با توران شاه آمده بودند در دولت او صاحب مقام و منزلت شدند ولى رؤساى ترك كه زين پيش ، از عهد پدرش و جدش زمام امور به دست داشتند چون اقطاى و جامه دار و ايبك تركمانى و قلاون صالحى ، از تصرفات و برترى جوييهاى آن مماليك به خشم آمدند و آهنگ قتل توران شاه نمودند . چون به قاهره حركت كرد او را در راه در فارسكور كشتند و از ميان خود ايبك تركمانى را بر تخت نشاندند و اين دولت ترك را - چنان كه در اخبارش آورده‌ايم تأسيس كردند . بعد از ايبك پسرش على المنصور و پس از او غلامش قطز سپس الظاهر بيبرس بند قدارى به حكومت رسيدند . سپس تترها آشكار شدند و دولت ايشان قوت گرفت . هلاكو پسر تولى پسر چنگيزخان از خراسان به بغداد آمد و آنجا را بگرفت المستعصم باللّه را بكشت آنگاه لشكر به شام آورد و شهرهاى آن از دست بنى ايوب بستد تا بر سراسر آن غلبه يافت . در اين احوال خبر آوردند كه بركه صاحب سراى و شريك او در نسب چنگيزخان به خراسان لشكر آورده است . هلاكو به هم برآمد و باز گرديد و