تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
همواره بر اين قرارند تا انقراضشان فرا رسد و كسانى ديگر كه مستحق آن مقام هستند به نيروى عصبيتى كه خود بدان متكى هستند آن دولت از ايشان بستانند و بلاد و اعمالى را كه در دست دولت نخستين بود خود فرا چنگ آرند و بر حسب قدرت و توانى كه دارند يا به سبب كثرت ياران و خويشاوندان و قلت آن ، درآمد آن ملك ميان خود تقسيم كنند . اينان كه تازه به دوران رسيده‌اند چون هنوز از بداوتشان زمانى نگذشته ، همچنان حالت خشونت خود را به سبب تحمل رنجها و اندك مايه بودن معيشت و نداشتن ثروت و مكنت پيشين حفظ مىكنند . سپس هر چه درآمد سرزمينهايى كه تصرف كرده‌اند افزون شود ، ثروت ايشان نيز افزون مىشود . و به جانب شادخواريها و لذتجوييها و شهوات روى مىآورند و در جامه و غذا و مسكن و مراكب و مملوكان و ديگر احوال راه اسراف مىپويند و اندك اندك زندگيشان غرق در لذات و تمتعات مىشود ، آن سان كه درآمد از هزينه واپس مىماند . آنگاه به ناچار درآمد ملك كفاف ارزاق سپاهيان را نمىكند ، آنان نيز بر زيردستان خود فشار مىآورند زيرا مردم از ملوك و دولت خويش پيروى مىكنند و هر كس مىكوشد ميان خرج و دخل خويش توازنى پديد آورد . چون عادت به خشونت زندگى از سر اهل دولت بدر رود و به زندگى خوش و ملايم و تنعمات و لذات خوگر شوند . بأس و شدت آنان كاستى گيرد . برخى از رؤساى دولت تا خللى در اركان آن پديد نيايد مىكوشند بر دستگاه دولتى غلبه يابند و با آن اندكى از خشونت بدويت كه در آنها باقى مانده است ، ترك نوشخوارى و لذتجويى كنند و بار ديگر از عصبيت عشيره يا كسانى كه آنان را به قيام دعوت مىكنند ، به پاى خيزند و بر دولت غلبه يابند . پس آنكه غلبه يافته دولت ديگر پديد آورد ، اين دولت نيز چندى به كار خود ادامه دهد تا به سرنوشت دولت نخستين دچار گردد و ديگرى مستولى آيد . همچنين دست به دست گردد تا يكسره منقرض شود و از ميان آن قوم بيرون رود و دولت ديگر آيد كه در نسب و پيوند با دولت نخستين فرق داشته باشد و اين سنت خداست در ميان بندگانش . سرآغاز دولت ترك چنان بود كه بنى ايوب مصر و شام را گرفتند و چنان كه گفتيم بزرگ ايشان صلاح الدين ، به استقلال به حكومت پرداخت و سرگرم جهاد شد و دژهايى را كه فرنگان در ساحل دريا تصاحب كرده بودند از ايشان بستد . صلاح الدين را قوم و قبيلهء بزرگ نبود قوم او عشيره‌اى از كردان بودند ، به نام بنى هذان كه به شمار اندك بودند . ولى چون به جهاد دعوت كرد جماعتى كثير از مسلمانان گردش را گرفتند و از اين راه اتباع و ياران بسيار به دست آورد . صلاح الدين سراسر سواحل را از فرنگان بستد و مسجد بيت المقدس را كه فرنگان گرفته و در آن كشتار بسيار كرده بودند و اسيران گرفته بودند بار ديگر تسخير كرد . خداوند اين لكهء ننگ را به دست صلاح الدين بزدود . ملك بنى ايوب بعد از صلاح الدين ميان فرزندانش و برادرزادگانش
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 496 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى