تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
سوى او نيابت كند . سپس او را در زمرهء كاتبان درگاه سلطان جاى داد و زير دست عبد المهيمن رئيس دبيران به كار پرداخت و از او چيزها آموخت . تا آنگاه كه سلطان به افريقيه رفت و واقعهء قيروان پيش آمد و از زن و فرزند سلطان و اتباع او آنان كه بايد به قصبه تحصن جويند ، تحصن جستند . سلطان ابن رضوان را با برخى از خدم در تونس نهاده بود . ابن رضوان در اين ايام وظايف خويش به نيكوترين وجه بگزارد چون سلطان از قيروان باز گرديد ، ابن رضوان در اين ايام وظايف خويش به نيكوترين وجه بگزارد چون سلطان از قيروان باز گرديد ، ابن رضوان را بستود . در سال 750 سلطان با كشتىهايى چند رهسپار مغرب شد و پسر خود ابو الفضل را به جاى خود در تونس نهاد و ابن رضوان را به دبيرى او برگماشت - پس از چندى سلطان موحدين فضل بن سلطان ابو يحيى بر تونس غلبه يافت و ابو الفضل جان خود برهانيد و نزد پدر رفت . ابن رضوان را توان سفر با او نبود . يك سال در تونس ماند ، سپس از راه دريا به اندلس رفت و در المريه جاى گزيد . در آن هنگام جمعى از اصحاب سلطان ابو الحسن در آنجا مىزيستند . از آن جمله بودند عامر بن محمد بن على شيخ هنتاته و سرپرست حرم سلطان ابو الحسن و پسرش . اينان را به هنگام بيرون آمدن از تونس با خود به كشتى نشانده بود و ايشان و پس از آن حادثه خود را به اندلس رسانيده و در المريه سكونت گزيده بودند و سلطان اندلس بر ايشان راتبه معين كرده بود . ابن رضوان نيز به آنان پيوست . ابو الحجاج سلطان اندلس او را فرا خواند تا عهده‌دار دبيرى او شود ولى ابن رضوان امتناع كرد . در اين اوان سلطان ابو الحسن بمرد و پسرش سلطان ابو عنان به جاى او نشست . بازماندگان سلطان ابو الحسن از المريه بيرون آمدند و بر سلطان ابو عنان وارد شدند . ابن رضوان نيز با ايشان بود . سلطان ابو عنان حق اوا در خدمت پدر رعايت كرد و سمت دبيرى خود به او داد و بار ديگر طالبان علم را كه در حضرت او بودند در مجلس خود حاضر نمود . محمد بن ابى عمرو در اين ايام رئيس دولت بود و اهل خلوت سلطان و صاحب علامت و نگهدارندهء حساب باج و خراجها و سپاهيان و زمام عقل و راى سلطان به دست خود داشت . پس ابن رضوان را به خدمت سلطان برگزيد و او را در چشم سلطان بياراست و سبب رواج بازار او گرديد . هنگامى كه ابن ابى عمرو با سپاهيان سلطان در سال 754 رهسپار بجايه شد ، ابن رضوان ميدان را خالى يافت و خود را به سلطان نزديك ساخت . چون ابن ابى عمرو باز گرديد سلطان با او دل بد كرد و تا او را از نزد خود دور سازد به امارت بجايه و اعمال آن فرستاد و به جنگ موحدين به قسنطينه گسيل داشت . سلطان نگارش علامت را كه از مشاغل ابن ابى عمرو بود به عهدهء او گذاشت و بر اقطاعات او بيفزود و جاه و مرتبتش فرا برد . در اواخر سال 757 بر او خشم گرفت و نگارش علامت را به محمد بن ابى القاسم بن ابى مدين داد و انشاء و توقيع را به ابو اسحاق ابراهيم بن الحاج الغرناطى سپرد . چون دولت سلطان ابو سالم بر سر كار آمد نگارش علامت به على بن محمد بن مسعود صاحب ديوان عساكر تفويض