شد . امير ابو زكريا مقام او گرامى داشت . حسن بن محمد سپس به مشرق سفر كرد و حج به جاى آورد و بازگشت و در بونه به امير زكريا پيوست . امير ابو زكريا گرامىاش داشت و او در سايهء دولت امير ابو زكريا بياسود . امير ابو زكريا او را از نعم خود بهرهمند ساخت و برايش ارزاق معين كرد و اقطاعش داد . حسن بن محمد در همانجا بمرد و در بونه به خاك سپرده شد . پسرش ابو بكر محمد بن حسن بر جاى پدر قرار گرفت و او نيز در ظل نعمت و رعايت ايشان بود . امير ابو زكريا در سال 647 در بونه در گذشت و پسرش محمد المستنصر به جاى او نشست . او همان راتبه و اقطاعى كه از آن حسن بن محمد بود در حق فرزندش مجرى داشت . آنگاه روزگار ، ناسازگارى آغاز نهاد و در سال 675 المستنصر درگذشت و پسرش يحيى جانشين او شد . برادر المستنصر امير ابو اسحاق از اندلس بيامد - و اين بعد از آن بود كه از برابر برادر خود المستنصر گريخته بود - ابو اسحاق يحيى را خلع كرد و خود زمام امور افريقيه را بر دست گرفت و جد ما ابو بكر را منصب صاحب الاشغال داد . و جد ما ابو بكر در مقام بزرگان موحدين كه قبل از او بودند قرار گرفت بدين معنى كه در قلمرو خود چنان اختيارى داشت كه مىتوانست عمال را به كار گمارد يا عزل كند و در باب اموال خراج از آنان باز خواست نمايد . جد ما ابو بكر از عهدهء اين كارها به نيكويى بر آمد .
سلطان ابو بكر ابو اسحاق ، فرزند ابو بكر ، محمد را كه جد نزديك ماست مقام حجابت وليعهد خود ابو فارس داد و ابن به هنگامى بود كه ابو فارس را به بجايه فرستاده بود . جد ما پس از چندى از اين شغل استعفا خواست و استعفايش پذيرفته آمد و به پايتخت باز گرديد . چون آن مرد مدعى ابو عمار بر تونس غلبه يافت ، جد ما ابو بكر را در بند نمود و اموالش را مصادره كرد . سپس او را در زندان خفه كرد . محمد فرزند او - جد نزديك ما - با سلطان ابو اسحاق و فرزندان او به بجايه رفت .
ابو فارس پسر سلطان او را بگرفت و خود بر برادران با لشكرى به دفع ابو عماره بيرون آمدند . اين ابو عمار به فضل سلطان مخلوع ، شباهت داشت . چون در مرماجنه نبرد آغاز شد جد ما محمد با ابو حفص ، فرزند امير ابو زكريا از معركه رهايى يافت . فازازى و ابو الحسين بن سيد الناس نيز با ايشان بودند . اينان خود را به پناهگاهى در قلعهء سنان رسانيدند . فازازى از پروردگان مولا ابو حفص بود و ابو حفص او را بر ديگران برترى مىداد . ابو الحسين بن سيد الناس كه در ديار خود اشبيليه مقامى رفيع داشت سر به فرمان فازازى فرود نمىآورد از اين رو به تلمسان رفت و به ابو زكريا الاوسط پيوست . شرح احوال او را آوردهايم . اما محمد بن خلدون نزد امير ابو حفص ماند و در برابر فازازى تسليم گرديد . چون ابو حفص زمام امور بر دست گرفت ، سابقه خدمت او رعايت نمود و اقطاعش داد و در شمار سرداران سپاه خويش درآورد و با وجود او ، از بسيارى از دولتمردان خود بىنياز گرديد و پس از فازازى مقام حجابت خويش به او داد . چون ابو حفص بمرد ابو عصيده نوادهء برادرش المستنصر به جايش نشست . او محمد بن ابراهيم الدباغ كاتب فازازى را به حجابت برگزيد و محمد
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 433
مساهمون: ابن خلدون
ص٤٣٣