نياكان من در افريقيه
چون موحدين بر اندلس استيلا يافتند و آن را از دست مرابطين گرفتند ، از آن ميان عبد المؤمن و فرزندان او به پادشاهى رسيدند . شيخ ابو حفص بزرگ هنتامة زعيم دولت ايشان بود . او بر اشبيليه و غرب اندلس بارها فرمانروايى يافت . سپس پسرش عبد الواحد جانشين او شد و پس از او ابو زكريا .
نياكان ما را در اشبيليه با آنان وابستگى بود . يكى از اجداد مادرى ما كه به ابن المحتسب معروف بود به امير ابو زكريا يحيى بن عبد الواحد بن ابى حفص در ايام حكومتش كنيزى هديه داد . اين كنيز از اسيران جليقيه بود . امير ابو زكريا با او زناشويى كرد و از او فرزندش ابو يحيى زكريا زاده شد .
پدر ، ابو يحيى زكريا را به ولايت عهدى خود برگزيد ولى ابو يحيى و دو برادرش عمر و ابو بكر در زمان حيات پدر مردند . اين زن را ام الخلفا لقب داده بودند . ابو زكريا در سالهاى 620 به امارت افريقيه رفت و در آنجا خود دعوى فرمانروايى كرد و دعوت بنى عبد المؤمن را در سال 625 به يك سو نهاد و خود زمام امور افريقيه را در دست گرفت . دولت موحدين در اندلس نيز منقرض شد و ابن هود . - محمد بن يوسف - بر آنان بشوريد . و چون ابن هود درگذشت اوضاع اندلس پريشان گرديد و طاغيه پادشاه مسيحيان بر آن دست تجاوز گشود و بارها به فرنتيره و سرزمين قرطبه و اشبيليه حملهور شد و تا جيّان پيش آمد . در اين احوال ابن الاحمر از حصن ارجونه قيام كرد بدين اميد كه رمقى را كه از اندلس باقى مانده است نگهدارد . ابن الاحمر با اهل شوراى اشبيليه ، يعنى بنى الباجى و بنى الجّد و بنى الوزير و بنى سيد الناس و بنى خلدون به گفتگو پرداخت تا مگر بر ابن هود بشورند و طاغيه را از فرنتيره برانند و خود بر كوهستانهاى ساحلى و شهرهاى صعب الوصول آن چون مالقه تا غرناطه تا المريه تسلط يابند ولى آنان در باب شهر خود با او به توافق نرسيدند .
سركردهء اين گروه ابو مروان الباجى بود ابن الاحمر با آنان به جدال برخاست و از اطاعت باجى بيرون آمد و گاه با ابن هود بيعت مىكرد و گاه با صاحب مراكش كه از بنى عبد المؤمن بود و گاه با امير ابو زكريا صاحب افريقيه . آنگاه بر غرناطه راند و آنجا را پايتخت خود قرار داد و فرنتيره و شهرهاى آن در ظل حكومت طاغيه باقى ماند . بنى خلدون از عاقبت كار خود با طاغيه بترسيدند و از اشبيليه به آن سوى آب مهاجرت كردند و در سبته فرود آمدند . طاغيه نيز به ثغور اندلس لشكر كشيد و قرطبه و اشبيليه و قرمونه و جيّان و متعلقات آن را ، در مدت بيست سال ، بگرفت . چون بنى خلدون به سبته آمدند العزفى دخترانشان را براى فرزندانش به زنى گرفت و دختران خود به فرزندان ايشان به زنى داد و با آنان در هم آميخت .
جد ما حسن بن محمد كه پسر دختر ابن المحتسب بود ، با آن گروه مهاجران نيز مهاجرت كرد . آنگاه از سوابق خدمت اسلاف خود نزد امير ابو زكريا ياد كرد و آهنگ او نمود و بر او وارد