زندگينامهء ابن خلدون مؤلف اين كتاب و سفرهاى او به [ 1 ] مغرب و مشرق
اصل خاندان ما از اشبيليه است . اسلاف ما به هنگام غلبهء پسر الفونسو ( ابن اذفونش ) پادشاه جلّيقيان بر اشبيليه ، در اواسط قرن هفتم از آن شهر به تونس مهاجرت كردند .
نسب من
عبد الرحمان بن محمد بن محمد بن محمد بن الحسن بن محمد بن جابر بن محمد بن ابراهيم بن عبد الرحمان بن خلدون . و من تا خلدون بيش از اين ده را به ياد ندارم ولى گمان مىكنم شمار آنان از ده بيشتر باشد و ده تن ديگر از آن ميان افتاده باشد . زيرا خلدون كسى است كه به اندلس داخل شده است . اگر ورود او در آغاز فتح اندلس به دست مسلمانان بوده باشد . از آن هنگام تا به امروز هفتصد سال مىگذرد بنابر اين اگر در هر قرن سه نسل را به حساب آوريم - چنان كه در مقدمه آوردهايم - بايد اجداد من قريب به بيست تن باشند نه ده تن .
منشأ نسب ما حضرموت است و از اعراب يمن و به وائل بن حجر مىپيوندد و وائل از سران و دليران بنام عرب بود و درك صحبت پيامبر نموده بود . ابو محمد بن حزم در كتاب الجمهره گويد :
وائل بن حجر بن سعيد بن مسروق بن وائل بن النعمان بن ربيعة بن الحارث بن عوف بن سعد بن عوف بن عدى بن مالك بن شرجيل بن الحارث بن مالك بن مرة بن حميرى بن زيدين
هامش
[ ( 1 ) ] ابن خلدون در اين بخش از تاريخ خود بر خلاف شيوهاى كه از آغاز كتاب به كار داشته بود شيوهاى مصنوع برگزيده است آن سان كه جنبهء ادبى آن بر جنبهء تاريخيش مىچربد . مترجم بناچار با حذف زوايد تا حدودى به تلخيص گراييده است . مسلم است از فوايد تاريخى چيزى فايت نشده است .