مسعود او را براى اينكه تحت فرمان خود نگهدارد و دستش را از همهء كارها كوتاه گرداند مناسبتر ميدانست . اين الاحمر بپذيرفت و سلطان ابو العباس را به مكانش در الحمراء باز گردانيد و الواثق محمد را به جبل الفتح فرستاد . در خلال اين احوال جماعتى از دولتمردان مغرب كه بر وزير مسعود بن ماساى عصيان كرده و به سبته رفته بودند ، به اندلس رفتند و با او ديدار كردند . اينان يعيش بن على بن فارس اليابانى و سيور بن تحياتن بن عمر الونكاسى و احمد بن محمد الصبيحى بودند .
ابن الاحمر واثق را به آنان سپرد و آنان به مغرب باز گشتند . اين گروه چنان مىنمودند كه هنوز در خدمت وزير ، مسعود بن ماساى هستند . بيامدند تا به كوهستان رزهون كه مشرف بر مكناسه است رسيدند . در آنجا خلاف آشكار كردند و به ميان قبايل زرهون رفتند و در كوهستان ايشان تحصن گزيدند . همهء كسانى هم كه چون ايشان با مسعود بن ماساى مخالفت مىورزيدند به ايشان پيوستند و با ايشان همدست شدند . از اين گروه بودند : طلحة بن زبير ورتاجى و سيور بن تحياتن بن عمر ونكاسنى و محمد التونسى [ 1 ] از بنى ابى الطلاق و خارج بن مهدى از غلامان سلطان كه اصلا از موالى بنى زيان ملوك تلمسان بود .
احمد بن محمد الصبيحى از زمانى كه با واثق آمده بود بر ياران او برترى مىفروخت و تحكم مىكرد . اين امر بر دولتمردان گران آمد و از سلطان واثق خواستند كه از او بيزارى جويد ، او نيز بيزارى جست . پس برجستند و بر در خيمهء سلطان كشتندش . عامل اصلى ابن حادثه يعيش بن على بن فارس اليابانى بزرگ بنى مرين بود . احمد بن محمد عبرت ديگران شد و كس بر او نگريست .
زروق بن توقريطت از موالى بنى على بن زيان از شيوخ بنى ونكاسن بود و از اعيان دولت و سرداران سپاه . او در ايام سلطان موسى عصيان كرد و به احياء فرزندان حسين از عربهاى معقل پيوست . اينان از آغاز دولت سلطان موسى راه مخالفت پيش گرفته بودند . رزوق بر شيخ ايشان موسى بن على بن غانم به سبب سابقهء صحبتى كه در ميان ايشان بود و هم به سبب همجوارى مواطنشان فرود آمد .
محمد بن يوسف بن علال نيز در اين خلاف همراه او بود . يوسف پدر محمد از پروردگان سلطان ابو الحسن بود اين دو از وزير رميده و به مغرب رفته بودند . چون سلطان واثق آمد نزد او رفتند و از او اكرام فراوان ديدند و در دولت او مكانت و منزلتى يافتند . وزير مسعود بن ماساى با سپاه خود بيرون آمد و روبروى ايشان در كوهستان مغيله فرود آمد و روزى چند نبرد در پيوست . در ضمن با آن كسان كه به واثق پيوسته بودند رابطه برقرار كرد و آنان را به خود متمايل ساخت و لشكر به مكناسه فرستاد تا آنجا را در محاصره آوردند . عبد الحق بن الحسن بن يوسف ورتاجنى در آنجا بود او را به تسليم واداشتند و مكناسه را تصرف كردند .
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهF: البونى .