تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
را كه در طنجه بودند گرد آورد و دو ماه صفيحه را در محاصره گرفت . يوسف بن على بن غانم ، شيخ فرزندان حسين از عربهاى معقل ، با وزير ، مسعود بن ماساى مخالف بود و از داعيان و متابعان سلطان ابو العباس بود و با ابن الاحمر در باب او مراسلت داشت . چون شنيد كه ابو العباس سبته را گرفته و به سوى فاس مىآيد ياران عرب خويش گرد آورد و به بلاد مغرب در آمد و در ميان فاس و مكناسه جاى گرفت و بر آن سرزمينها حمله برد و هر چه بود تاراج كرد ، آن سان كه رعايا به دژها پناه بردند . ونزمار بن عريف ولى الدوله نيز از متابعان سلطان ابو العباس بود و به هنگامى كه ابو العباس در اندلس مىزيست با او مكاتبه مىكرد و به ابن الاحمر نيز در باب او نامه مىنوشت . چون محاصرهء سلطان ابو العباس در صفيحه به دراز كشيد ، ابو العباس پسر خود ابو فارس را نزد ونزمار فرستاد . ونزمار در نواحى تازى بود . سيور بن تحيا تن بن عمر را نيز با او همراه كرد . ونزمار به دعوت به نام ابو العباس قيام كرد و خود به شهر تازى رفت . عامل تازى سليمان بن بوحياة الفودودى از نزديكان وزير ابن ماساى بود . چون ابو فارس بن ابى العباس برسيد به اطاعت او گردن نهاد و شهر را تسليم او كرد . ابو فارس شهر را بگرفت و سليمان را به وزارت برگزيد . سلطان ابو فارس پس از تصرف تازى به صفروى [ 1 ] راند . ونزمار نيز با او بود تا عربهاى معقل را به محاصرهء فاس برانگيزد . محمد بن الدمعه عامل ورغه بود . ابو فارس به سردارى عباس بن مقداد لشكرى بر سر او فرستاد . عباس بن مقداد ، پسر خواهر وزير ، محمد بن عثمان بود . محمد بن الدمعه را كشتند و سرش را نزد سلطان ابو فارس آوردند . مخالفان بر ضد يعيش بن ماساى نايب بلد الجديد از هر سو سر برداشتند . يعيش بن ماساى نايب بلد الجديد اين اخبار به برادر داد . او هنوز سرگرم محاصرهء صفيحه بود . سپاهيان از گردش بپراكندند و او خود به فاس باز گرديد و سلطان ابو العباس در پى او بيامد . عامل مكناسه الخير غلام امير عبد الرحمان به اطاعت او در آمد . يوسف بن على بن غانم خود با آن گروه از احياء عرب كه با او بودند به ديدارش شتافت و همه رهسپار فاس شدند . ابو فارس پسر سلطان ابو العباس براى پيوستن به پدر از تازى به صفروى رفت . وزير مسعود بن ماساى راه بر او بگرفت بدين اميد كه لشكرش را تار و مار سازد . در ناحيهء بنى بهلول دو سپاه به هم رسيدند . لشكريان وزير به ابو فارس ملحق شدند و وزير خود روى به گريز نهاد و به بلد الجديد داخل شد و در آنجا تحصن گرفت . خبر به سلطان ابو العباس كه در مكناسه بود رسيد ، شتابان رهسپار فاس گرديد . پسرش ابو فارس پدر را در وادى النجا ديدار كرد . هر دو به بلد الجديد حمله آوردند . وزير مسعود بن ماساى با اولياء و خواص خود و يغمراسن بن محمد الثنالقنى و گروگانهايى كه به هنگام حركت به اصيلا و جنگ با ابو العباس از بنى مرين گرفته بود ، همه با او بودند . و اللّه اعلم .
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخهF: صفرون .