خود سرگرم كامجوييها و لذات خود گرديد . محمد بن عثمان در انجام وظايف خويش به جد در ايستاد و بر دوام فرمان راند تا هنگامى كه سلطان موسى بر ملك استيلا يافت و بنى مرين از گرد سلطان ابو العباس بپراكندند و سلطان ابو العباس و محمد بن عثمان به تازى بازگشتند . سلطان ابو العباس به تازى در آمد ولى محمد بن عثمان از او جدا شد و نزد ولّى دولت ونزمار بن عريف رفت كه در بيرون تازى مقام داشت . ونزمار با او بسردى رفتار كرد ، بناچار خود را به احياء منبات از قبايل معقل رسانيد . اين احياء در جنوب تازى بود و ميان محمد بن عثمان و شيخ ايشان احمد بن عبو رفاقت و مصاحبت بود چون محمد بن عثمان بر او داخل شد غدر كرد و كسى را نزد سلطان موسى فرستاد و خبر داد . سلطان افواجى از سپاه خود را با مزوار بن عبد الواحد بن محمد بن عبو بن قاسم و زروق بن توقريطت [ 1 ] و حسن بن اوافوا [ 2 ] از موالى بر سر او فرستاد . از اين رو اين موالى را فرستاد كه عربها از اقدام به چنين كارى سرباز زده بودند . محمد بن عثمان را تسليم ايشان كردند . او را به فاس بردند و در روز ورود بر اشتر نشاندند و در شهر گردانيدند . و روزى چند در بند كردند و تا اموالش مصادره كنند به زير شكنجه بردند . سپس در زندان سرش را بريدند . و اللّه وارث الارض و من عليها و هو خير الوارثين .
خروج حسن ابن الناصر در غماره و حركت وزير ابن ماساى با سپاهى به جنگ او
چون سلطان موسى بر ملك مغرب استيلا يافت ، مسعود بن ماساى را وزارت داد و مسعود بر او تحكم آغاز كرد . چون سلطان ابو العباس را به اندلس تبعيد كردند و وزير او محمد بن عثمان را به خوارى افكندند و سپس كشتند ، ياران وزير و خويشان و خواص او پاى به فرار نهادند و هر يك از گوشهاى فرارفتند . از آن ميان فرزند برادرش عباس بن مقداد به تونس گريخت و در آنجا حسن بن الناصر پسر سلطان ابو على را يافت . حسن بن الناصر از اندلس به تونس آمده بود باشد وسيلهاى بيابد و ملك از دسته رفتهء پدر فرا چنگ آرد . عباس بن مقداد چون پيشنهاد كرد كه براى طلب ملك با او به مغرب رود ، حسن بپذيرفت . عباس از راه بيابانها پس از تحمل مشقات فراوان او را به كوهستان غمارى برد و بر مردم صفيحه فرود آمد . آنان مقدم او گرامى داشتند و آشكارا به دعوت او قيام كردند . حسن بن الناصر ، عباس بن مقداد را به وزارت خويش برگزيد . اين خبر در فاس به مسعود بن ماساى رسيد .
سپاهى به سردارى برادرش مهدى بن ماساى روانهء غماره كرد و روزى چند او را در صفيحه
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخ به صورتهاى توفريطت و توقريطت و توبربطت ديده مىشود .
[ ( 2 ) ] در نسخههاىBوCاعوفى