تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
وزير خود عبد اللّه بن على بن سعيد داد و او را بدان صوب روانه نمود و دستش را در گرد آوردن باج و خراج و دادن عطا گشوده داشت . جبال ضواحى قسنطينه را كه دواوده بر آن غلبه داشتند ، تصرف كرده بود . عامهء اهالى اين سامان قبايل سدويكش بودند . سلطان منشور امارت ايشان را به موسى بن ابراهيم بن عيسى داده و او را در تاوريرت آخر مرز بجايه در ميان نزديكان و خويشاوندان و فرزندانش فرود آورده بود . هنگامى كه ابن ابى عمرو به بجايه آمد و قسنطينه را محاصره نمود به موجب پيمان صلحى كه با مولا امير ابو زيد بست از آنجا برفت . موسى بن ابراهيم به ميله رفت و در آنجا استقرار يافت . چون وزير عبد اللّه بن على به امارت افريقيه رسيد ، سلطان فرمان داد كه به نبرد قسنطينه رود . عبد اللّه بن على در سال 757 به محاصرهء قسنطينه رفت و بر آن منجنيق نصب كرد و مردم را سخت شهربند نمود ، آن سال كه اگر شايعه مرگ سلطان در دهانها نيفتاده بود و سپاه مهاجم باز نگرديده بود ، تسليم مىشدند . اما مولا ابو زيد به بونه رفت و شهر را به برادرش مولانا امير المؤمنين ابو العباس ايده اللّه تعالى كه از افريقيه به نزد او آمده بود تسليم كرد . اكنون كه با خالد بن حمزه به قسنطينه آمده بود ، خالد مولا ابو زيد را به محاصرهء تونس و ماندن ابو العباس در قسنطينه تحريك مىكرد . مولا ابو زيد اجابت كرد و با او به سوى تونس در حركت آمد . مولانا ابو العباس به قسنطينه رفت و به نام خود خطبه خواند و شهر را در ضبط آورد . ابو العباس مردى سهمگين بود . برخى از كسانى كه با بنى مرين دل بد داشتند ، از قبيل فرزندان يوسف و رؤساى سدويكش او را واداشتند كه به لشكرگاه موسى بن ابراهيم كه در ميله بود ، حمله برد . او نيز حمله برد و لشكرگاه او به غارت رفت و فرزندانش به قتل رسيدند . موسى بن ابراهيم و يارانش به تاوريرت و سپس به بجايه رفتند . موسى بن ابراهيم با بقاياى يارانش به مولانا سلطان پيوستند . سلطان ابو عنان وزير خود عبد اللّه بن على را به سبب آنچه بر سر موسى بن ابراهيم آمده و او در ياريش قصور كرده بود ، مورد توبيخ قرار داد و شعيب بن ميمون را بفرستاد تا او را بگرفت و بند بر نهاده نزد سلطان فرستاد و به جاى او يحيى بن ميمون بن مصمود را كه از پروردگان دولتش بود امارت بجايه داد . در خلال اين احوال مولا ابو زيد نزد حاجب ابو عبد اللّه بن تافراكين كه بر عمش ابراهيم غلبه يافته بود و سبب شده بود كه از بونه دست بردارد و نزد ايشان به تونس رود ، كس فرستاد . او را بگرمى پذيرفتند و به جاى وليعهد جاى دادند و يكى از پروردگان خود را بر بونه امارت دادند . چون خبر موسى بن ابراهيم به سلطان رسيد ، در ايام تشريق سال 757 بود ، عزم حركت افريقيه نمود . لشكرگاهش در بيرون بلد الجديد پريشان گرديد و براى گرد آوردن سپاهى به مراكش كس فرستاد و بنى مرين را فرمان داد تا ساز و برگ سفر مهيا كنند و به عطا دادن نشست و از زمان رسيدن خبر به او تا ماه ربيع الاول سال 758 به ترتيب و بسيج سپاه مشغول بود . سپس از فاس