تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
بناى آن به پايان آمد جاى داد و نظر در امور جنگى و تقسيم عطا ميان نگهبانان ثغور را به او واگذاشت . مدت امارت او به دراز كشيد و جاى پاى استوار كرد . سلطان ابو الحسن هر گاه كه نياز مىافتاد او را به شورا فرا مىخواند و به هنگام سفرش به افريقيه به حضور خواست . عيسى بن الحسن اشارت كرد كه سلطان از اين سفر منصرف گردد ، زيرا ساز و برگ نبرد قبايل بنى مرين حفظ ثغور را بسنده نيست زيرا دامنهء قلمروشان از شرق و غرب گسترش يافته و از دريا نيز گذشته است و تصرف افريقيه نياز به لشكر فراوان و ساز و برگ كافى دارد ، زيرا عربها بر آن استيلا دارند و مدتهاست كه سر بر فرمان نداشته‌اند . سلطان از آنجا كه در شوق تصرف افريقيه مىسوخت به اندرزهاى او نپرداخت و او را بار ديگر به مقر فرمانروايىاش جبل الفتح فرستاد . چون سلطان ابو الحسن در قيروان شكست خورد و پسرانش در فاس و تلمسان سر برداشتند ، براى قطع مادهء فساد از دريا گذشت و در غساسه فرود آمد و سپس به وطن خود تازى رفت و قوم خود بنى عسكر را گرد آورد . سلطان ابو عنان را ديد كه سپاهيان برادر را منهزم ساخته و او را در محاصره انداخته است . پس بر سر او لشكر برد و در لشكرگاهى در بيرون بلد الجديد فرود آمد . سلطان ابو عنان پروردهء خويش سعيد بن موسى العجيسى را به حرب او فرستاد و در ثغر بلاد بنى عسكر بر كنار وادى فرود آمد . چندى بر اين حال ببودند تا سلطان ابو عنان بلد الجديد را بگرفت . در اين حال عيسى بن الحسن را پيام داد كه اگر خواهد مىتواند به اطاعت او بازگردد ، ولى از آنجا كه سلطان ابو الحسن در افريقيه از او يارى خواسته بود در اين كار درنگ كرد ، عاقبت به افريقيه نزد سلطان ابو الحسن رفت . سلطان او را به اكرام تمام در آورد و از آمدنش شادمانيها نمود و به قصور خويش جاى داد و به عضويت شورا برگزيد و عيسى بن الحسن مدتها بر اين حال سپرى ساخت . چون ابن ابى عمرو بعد از هلاكت سلطان ابو الحسن در نزد ابو عنان مكانتى عظيم يافت و خدمت و منادمت و مشورت سلطان را خاص خود نمود و سلطان از ديگر خواص خود روى در پوشيد ، عيسى بن الحسن ملول گرديد و از سلطان اجازت خواست كه به حج رود . سلطان اجازت داد و او فريضه بگزارد و در سال 756 به درگاه سلطان باز گرديد . ابن ابى عمرو را در بجايه بديد و اين هنگامى بود كه سلطان با او دل بد كرده بود ابن ابى عمرو از او خواست كارى كند كه سلطان با او بر سر لطف آيد . او نيز وعده داد كه چنين خواهد كرد و چون نزد سلطان آمد ديد كه بر شورا تحكم مىكند و خاصه و جلساى حضرت را به چيزى نمىشمارد . عيسى بن الحسن از او اجازت خواست كه بازگردد . سلطان اجازت داد كه به ثغر باز گردد تا همچنان رسم جهاد تازه دارد . عيسى از دريا گذشت و در همان سال وارد جبل الفتح شد . صاحب ديوان عطا در جبل الفتح يحيى الفرقاجى بود و او به عمال استظهار داشت . پسرش ابو يحيى از تصرفات او ملول شده بود . چون عيسى به جبل رسيد سلطان از پى او همراه با مسعود بن كندوز از پروردگان دولتش عطاياى افراد