در قسنطينه لشكرگاه زد . ابو يزيد با جماعات بربر به جنگ او شد . بار ديگر بربرها از هر سو به سوى ابو يزيد آمدند و نيرويش افزون شد . از آنجا راهى سوسه گرديد . سوسه را محاصره نمود و منجنيقها نصب كرد . در ماه شوال سال 334 القائم بمرد و خلافت به پسرش اسماعيل المنصور رسيد .
از المنصور به سوسه مدد رسيد . مردم سوسه با ابو يزيد مصاف دادند . ابو يزيد منهزم شد و به سوى قيروان راند . مردم قيروان به دفاع برخاستند . ابو يزيد ياور خويش ابو عمار را از اسارت آنان برهانيد و از قيروان دور شد .
اسماعيل المنصور از مهديه به سوسه راند و از آنجا به قيروان لشكر برد . قيروان را گرفت و مردمش را عفو كرد و امان داد و با بازماندگان ابو يزيد و زن و فرزند او نيكى كرد . براى ابو يزيد بار ديگر مدد رسيد و عزم محاصرهء قيروان نمود و به سپاه منصور روى نهاد و بر آنان شبيخون زد .
جنگ سخت شد ، ياران او دل بر مرگ نهادند ولى در پايان روز پراكنده شدند . چند بار ديگر حمله كردند . براى منصور از هر سو مدد رسيد . چون محرم به نيمه رسيد منصور پيروز شد و ابو يزيد منهزم گرديد . بسيارى از بربرها كشته شدند المنصور با ياران خود از پى او راند و بر سبيبه و سپس تبسه گذشت تا به باغايه رسيد .
در آنجا نامهء محمد بن خزر به دستش رسيد كه اظهار فرمانبردارى كرده بود و آمادگى خويش براى يارى اعلام داشته بود . منصور به او نوشت كه مترصد ابو يزيد باشد و او را دستگير كند و وعده داد كه به پاداش بيست بار براى او اموال خواهد فرستاد . سپس به طبنه رفت . جعفر بن على عامل مسيله با هدايا و اموال بيامد و خبر داد كه ابو يزيد در بسكره فرود آمده و او به محمد بن خزر نامه نوشته و از او يارى طلبيده ولى چيزى كه سبب خشنودى گردد از او سر نزده است . منصور به بسكره رفت و مردم شهر استقبالش كردند . ابو يزيد به ميان بنى برزال در كوه سالات گريخت و از آنجا به كوه كيانه كه امروز آن را كوه عياض گويند . منصور از پى او به مقره رفت . ابو يزيد در آنجا به بر لشكر او شبيخون زد ولى پيروزى حاصل نكرد و به كوه سالات پناه برد سپس به ميان ريگستان گريخت بنى كملان از او جدا شدند . منصور به وسيلهء محمد بن خزر آنان را امان داد .
منصور همچنان با آرايش سپاه پيش مىرفت تا به كوه سالات رسيد و از پى او به سوى ريگستان راند . سپس بازگشت و به بلاد صنهاجه در آمد . خبر يافت كه ابو يزيد به كوه كيانه آمده است . منصور نيز باز گرديد و با جماعاتى از كتامه و عجيسه و زواوه و جمعى از بنى زنداك و مزاته و مكناسه و مكلاته در آنجا فرود آمد . منصور پيش تاخت و با ابو يزيد و جماعات نكاريان نبرد در پيوست . ابو يزيد در قلعهء جبل در محاصره ماند و سپاه منصور در اطراف او بود . محاصره سخت شد .
چند بار به دژ حمله كردند . عاقبت وارد آن شدند . ابو يزيد به قصرى كه در ارتفاع بلند قله پناه برد .
گردش را گرفتند و به درون قصر رفتند . ابو عمار اعمى و يدوس مزاتى كشته شدند . ابو يزيد كه
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 17
مساهمون: ابن خلدون
ص١٧