هر كس از كشتن رهايى يافت از گرسنگى هلاك شد . ابو يزيد پس از قتل ميسور بر مردم آسان گرفت و خود جامهء حرير پوشيد و بر مركبى گرانبها سوار شد . يارانش بر او خرده گرفتند و در اين باب به رؤساى خود را بلاد نامه نوشتند . القائم در خلال اين مدت در مهديه بر گرد خود خندق حفر مىكرد و كتامه و صنهاجه را براى دفع محاصره گرمى آورد . ابو يزيد بيامد تا در مهديه فرود آمد و سپاهيانش جنگ آغاز كردند و همواره پيروزى از آن آنان بود . و زويله را گرفت . چون در مصلى قرار گرفت القائم به يارانش گفت از اينجا باز خواهد گشت . ابو يزيد همچنان مهديه را در محاصره داشت . بربرها از قابس و طرابلس و نفوسه نزد او مىآمدند .
ابو يزيد سه بار حمله كرد بار سوم منهزم شد ولى از آنجا كنده نشد . همچنين در چهارمين بار .
محاصره مردم مهديه سخت شد و گرسنگى هجوم آورد . كتامه در قسنطينه گرد آمدند و براى يارى رسانيدن به القائم لشكرگاه زدند . ابو يزيد زكوا [ 1 ] مزاتى را از ورفجومه فرستاد و لشكرگاه كتامه از قسنطينه پراكنده شد و القائم از يارى ايشان نوميد گرديد . سپاهيان ابو يزيد براى حمله و تاراج به اطراف پراكنده شدند و جز قبايل هواره و بنى كملان كس در لشكرگاه او نماند . القائم پى در پى نزد بربرها رسول مىفرستاد و يارى مىخواست .
ابو يزيد از اين وضع بيمناك شد و از ياران خود به ترديد افتاد . بعضى از ايشان به مهديه گريختند و بعضى ديگر به مواطن خود باز گشتند . يارانش او را اشارت كردند كه محاصره مهديه را پايان دهد . پس لشكرگاه خويش رها كردند و در سال 334 به قيروان در آمدند . اهل قيروان براى فرو گرفتن او تدبيرى كردند ولى به نتيجه نرسيد . ابو عمار او را به سبب مال اندوزى و روى آوردن به نعمت دنيوى سرزنش كرد . ابو يزيد توبه كرد و راه ديگرگون ساخت و بار ديگر جامهء پشمين پوشيد و زهد پيشه ساخت . خبر حركت او از محاصره مهديه شايع شد و نكاريان را در هر شهرى كه بودند قتل عام كردند . ابو يزيد سپاهيان خود را گسيل داشت و در آن نواحى دست به آشوب و كشتار و تاراج زد ساكنان شهرها را كشتند و بسيارى از شهرها را خراب كردند . ابو يزيد پسر خود ايوب را به باجه فرستاد . ايوب بر در شهر فرود آمد و منتظر رسيدن بربرها از ديگر جاها شد ولى به ناگاه على بن حمدون اندلسى صاحب مسيله با لشكر كتامه و زواوه برسيد . او نخست بر قسنطينه و اربص و شقبناريه گذشته بود و سپاهى گران گرد آورده بود . ايوب بر او شبيخون زد لشكرگاهش پراكنده شد و اسبش او را در يكى از راههاى دشوار بر زمين زد و بكشت .
ايوب با سپاه خود رهسپار تونس گرديد . سردار سپاه تونس حسن بن على كه از داعيان شيعه بود منهزم شد . اما بار ديگر امكان حملهاى يافت . حسن بن على به بلاد كتامه رفت و با كتاميان
هامش
[ ( 1 ) ] ج : زكوا .