تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
فرستاد . سلطان او را بگرمى بپذيرفت و با سپاس باز گردانيد . حاجب ابن ابى عمرو به بجايه باز گرديد و در آنجا بماند تا در ماه محرم سال 756 بمرد . مردم از مرگ آن مرد ستوده خصال به درد بناليدند . سلطان براى انتقال زن و فرزند او چارپايان فرستاد و پيكر او را به مقبرهء پدرش در تلمسان نقل كرد . ابو زيان پسر سلطان با سپاهى از بنى مرين براى به خاك سپردنش برفت . سلطان ابو عنان امارت بجايه را به عبد اللّه بن على بن سعيد وزير او داد . عبد اللّه در ماه ربيع الاول سال 756 به بجايه رفت و در آنجا اقامت گزيد . و آن صفات و سيرت حاجب را كه مردم مىستودند ، پيشهء خود ساخت . آنگاه براى محاصرهء قسنطينه لشكر بياراست . و ما در آتيه از فتح آن سخن خواهيم گفت . ان شاء اللّه تعالى .

خبر از خروج ابو الفضل بن سلطان در جبل سكسيوى و مكر عامل درعه و هلاكت او

چون سلطان ابو عنان بعد از پدر به فرمانروايى رسيد ، دو برادر او ابو الفضل محمد و ابو سالم ابراهيم نيز به دو پيوستند . سلطان به پرورش آن دو همت گماشت ولى از عواقب كار خويش بيمناك شد و آن دو را به اندلس فرستاد و آن دو در تحت ولايت ابو الحجاج پسر سلطان ابو الوليد بن الرئيس ابى سعيد به زندگى خويش ادامه دادند ، ولى پس از چندى به سبب اخبارى كه مىشنيد از كرده پشيمان شد . چون بر تلمسان و مغرب اوسط غلبه يافت و ديد كه كارش بالا گرفته و اركان دولتش استوار گرديده است به ابو الحجاج فرمان داد كه آن دو را بفرستد تا در نزد خود او بمانند و از دسترس فتنه‌جويان دور باشند . ابو الحجاج بر جان ايشان بترسيد و از تسليمشان سر برتافت و در پاسخ سلطان گفت كه نمىتواند از تعهدى كه در حفظ مسلمانان مجاهد كرده است دست بردارد . سلطان اين سخن در ياد خويش نگه داشت و حاجب خويش محمد بن ابى عمران را گفت تا نامه‌اى در نهايت ابداع و بلاغت بنوشت . در آن ايام كه من با او در بجايه بودم آن نامه به من نمود من از فصول و اغراض آن سخت در شگفت شدم . چون ابو الحجاج آن نامه برخواند ، برادر بزرگتر ابو الفضل را واداشت كه به طاغيه پادشاه مسيحيان پيوندد . از آن زمان كه پدرش الفونس [ 1 ] در جبل الفتح به هلاكت رسيده بود - در سال 751 - ميان آن دو روابط دوستانه برقرار بود . ابو الفضل نزد طاغيه رفت و او پناهش داد و برايش ناوگانى ترتيب داد كه با آن به سواحل مغرب آيد . ابو الفضل بر ساحل سوس فرود آمد و به عبد اللّه سكسيوى پيوست و دعوى جانشينى پدر نمود ، در همان حال كه حاجب ابن ابى عمرو به سال 754 از فتح بجايه آمده بود اين خبر به سلطان ابو عنان دادند . سلطان
هامش
[ ( 1 ) ] در متن : الهنشه .