تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
حركت در آمد و تيغ در مردم نهاد تا به فرمان او گردن نهادند از آن پس ديگر بنى يفرن را شورشى كه در خور اهميت باشد رخ نداد تا آنگاه كه ابو يزيد در افريقيه از ميان بنى واركوا و مرنجيصه برخاست و ما ان شاء اللّه تعالى از آن سخن خواهيم گفت . بعضى از مورخين ابو قره را به قبايل مغيله نسبت مىدهند و من به روايت صحيحى در اين باب دست نيافته‌ام . البته راهها از دو طرف برابر است . يعنى نواحى تلمسان اگر موطن بنى يفرن باشد موطن مغيله هم تواند بود . اين دو قبيله همجوار يك ديگرند . ولى بنى يفرن به قوت و كثرت بيش‌اند . مغيله به خارجى بودن از بنى يفرن مشهورترند . زيرا آنان از صفريه‌اند و حال آنكه بسيارى مىگويند بنى يفرن اهل سنت‌اند . ابن حزم و ديگران نيز چنين مىگويند . اللّه اعلم .

خبر از ابو يزيد خارجى صاحب الحمار از بنى يفرن و آغاز كار او با شيعه و سرگذشت او

اين مرد از بنى وار كوا برادران مرنجيصه بود و هر دو از بطون بنى يفرن بودند . كنيهء او ابو يزيد بود و نامش مخلد بن كيداد . از نسب او جز اين چيزى معلوم نيست . ابو محمد بن حزم گويد : ابو يوسف وراق از ايوب بن ابى يزيد براى من نقل كرد كه نام پدرش مخلد بن كيداد [ 1 ] بن سعد اللّه بن معبث بن كرمان بن مخلد بن عثمان بن وريمت بن جونفر [ 2 ] بن سميران بن يفرن بن جانا يعنى زناته است . و گويد يكى از بربرها مرا از نامهاى بيشترى ميان يفرن و جانا خبر داد . پايان كلام ابن حزم . ابن رقيق نيز او را از بنى واسين بن ورشيك بن حانا دانسته و در آغاز اين فصل از انساب ايشان ياد كرديم . كيداد پدر ابو يزيد براى تجارت به بلاد سياهان آمد و شد داشت . ابو يزيد در كوكو از بلاد ايشان متولد شد . مادرش كنيزى ام ولد بود به نام سبيكه ، پدر او را به قيطون زناته در بلاد قسطيليه آورد و در توزر فرود آمد . ميان توزر و تقيوس در آمد و شد بود . ابو يزيد در آنجا قرآن و ادب آموخت و با خوارج نكارى بياميخت و به مذهب ايشان گرايش يافت و كيش ايشان بياموخت و در آن كيش به رياست رسيد . آنگاه به نزد مشايخشان به تاهرت رفت و در ايام زندانى بودن عبيد اللّه المهدى در سجلماسه از ابو عبيده يكى از آنان تعليم گرفت . پدرش كيداد بمرد و او را در رنج و فقر باقى گذاشت . اهل قيطون براى گذران زندگى او درهمى چند مىپرداختند و او در عوض فرزندانشان را قرآن و اصول و قواعد كيش نكاريان
هامش
[ ( 1 ) ]B: كنداك . [ ( 2 ) ]B: جرسفر .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 13 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى