تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
بن ابى مدين ديدم و آن را به خاطر سپردم ولى اكنون از ياد برده‌ام . يكى از كارگزاران دربار مرا گفت كه كاروان هدايا حاوى پانصد اسب راهوار بود با زين و ستام زر و سيم . پانصد بار از امتعه و اغذيه و اسلحهء مغرب و جامه‌ها و برنسها و عمامه‌هايى همه پشمين با بافتى هنرمندانه و استوار . و ازارهايى از ابريشم منقش و ساده و پارچه‌هاى حرير عالى زركش ، رنگين و غير رنگين و ساده و گوهر آگين . سپرهايى چرمين كه از بلاد صحرا آورده بودند . معروف به لمطى و ظروف خرد و كلان كار هنرمندان مغرب كه در مشرق ظرافت صنعت آنها مورد توجه بود . همچنين يك كيل دانه‌هاى گوهر و ياقوت . يكى از زنان پدرش عزم حج داشت و مىخواست با اين كاروان حركت كند . سلطان اجازت فرمود و در اكرام او مبالغه نمود و در نامه‌اى كه به سلطان مصر نوشت در حق او سفارشهاى اكيد كرد . اينان به قصد مصر از تلمسان بيرون آمدند و رسالت خويش در نزد الملك الناصر نيكو به انجام رسانيدند و هدايا را تقديم داشتند . سلطان آن هدايا بپذيرفت و از آن تقدير كرد . روز ورود ايشان به مصر روزى فراموش ناشدنى و ديدنى بود . چنان كه مردم تا مدتى دراز از آن ياد مىكردند در راه ، به انواع ، اكرام و نيكى فرمود تا حج خويش به جاى آوردند و مصحف كريم را در آنجا كه سلطانشان فرمان داده بود جاى دادند . هداياى سلطان مصر خيمه‌هايى بود با هيئتى كه براى مردم مغرب بسى عجيب مىنمود . آنها را در اسكندريه ساخته و به قطعات زر زينت داده بودند . رسولان آن هدايا را به نزد سلطان خود باز آوردند و از او تكريم وصله يافتند . تا اين زمان هنوز هم مردم از آن هدايا سخن مىگويند . سلطان نسخهء ديگرى از مصحف كريم به همان روال نخستين نوشت و بر قاريان مدينه وقف كرد و با جمعى از بزرگان دولتش روان نمود . روابط دوستى ميان او و الملك الناصر بر دوام بود تا سال 741 كه سلطان مصر درگذشت . و پسرش ابو الفداء اسماعيل به جاى او نشست . سلطان براى او هدايايى گران تقديم داشت و او را در مرگ پدر تسليت گفت . كاتب خود و صاحب ديوان خراج در دربار خود ابو الفضل عبد اللّه بن ابى مدين را به نزد او فرستاد . سلطان ابو الحسن براى اظهار ابهت سلطنت خويش و انفاق بر بينوايان راه حج و ارسال هدايا براى دولتمردان ترك كارهاى عجيب مىكرد . خود هر چه داشت از آنان و دريغ نمىداشت ولى هرگز به مال آنان چشم نداشت . چون سلطان بر افريقيه مستولى شد نسخهء ديگرى از قرآن نوشت كه بر بيت المقدس وقف كند ولى به اتمام آن موفق نشد . يعنى پيش از آنكه نوشتن آن را به پايان رساند چشم از جهان فرو بست . و ما از آن ياد خواهيم كرد . ان شاء اللّه تعالى .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 299 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى