خبر از نبرد جبل الفتح و غلبهء امير ابو مالك و مسلمانان بر آن
چون سلطان ابو الوليد بن رئيس ابو سعيد كه ملك اندلس را از دست پسر عم خود ابو الجيوش گرفته بود ، به هلاكت رسيد ، پسرش محمد كه كودكى خردسال بود تحت نظر وزيرش محمد بن المحروق ، از خاندانهاى اندلس و پروردگان و بر كشيدگان دولت به امارت برگزيده شد ولى سخت در فرمان وزير خود بود ، چون به سن جوانى رسيد و از خودكامگى وزير ملول گرديد بعضى از غلامان حشم او را به قتل وزير ترغيب كردند و به فرمان او در سال 729 وزير بناگهان كشته شد .
پس از قتل وزير خود زمام امور ملك به دست گرفت . در سال 709 طاغيه جبل الفتح را تصرف كرده بود و مسيحيان در مرزها همجوار او شده بودند و اين كينهاى در دل او شده بود . مسلمانان خود به اين امر توجه نشان مىدادند . اما صاحب مغرب ، گرفتار فتنهء فرزندش بود و جزيره و دژهاى آن را در سال 712 به ابن الاحمر واگذاشته بود . طاغيه از آن پس بر آنان سخت گرفت و در سال 729 جزيره به صاحب مغرب باز گردانده شد و سلطان ابو سعيد يكى از دولتمردان خود را به نام سلطان بن مهلهل از عربهاى خلط و خويشاوندان مادريش را بر آنجا امارت داد . طاغيه به هنگام مرگ سلطان ابو سعيد بر دژهاى آن حمله آورد و بيشتر دژهايش را بگرفت و راه عبور از دريا را بربست .
اين امر با قدرت يافتن صاحب اندلس و قتل وزيرش محروق مقارن افتاد . تجاوزهاى طاغيه مورد توجه او واقع شد و به عبور از دريا مبادرت ورزيد و در فاس ، دار الملك سلطان ابو الحسن - در سال 732 به ديدار سلطان شتافت . سلطان ابو الحسن مقدم او گرامى داشت و مردم را به استقبال او گسيل نمود و او را در باغ المصاره كه چسبيده به سراى او بود فرود آورد و در اكرام او مبالغت ورزيد ، ابن الاحمر با او در باب مسلمانان آن سوى دريا گفتگو كرد و از رنجى كه از دشمنانشان مىكشند سخن گفت و از اوضاع جبل شكايت كرد . سلطان نيز به شكايت او گوش فرا داد و از خدا خواست كه او را در گرد آوردن ساز نبرد در راه خدا يارى دهد تا چنان كند كه شيوهء جدش يعقوب بوده است . سلطان ابو الحسن پسر خود ابو مالك را با پنج هزار تن از بنى مرين گسيل داشت و سلطان محمد بن اسماعيل را نيز با او همراه كرد كه نخست به ناحيهء جبل فرود آيد . ابو مالك در جزيره فرود آمد و چند كشتى همه سپاهى و ساز و برگ پى در پى برسيد . ابن الاحمر نيز در اندلس كسانى را براى گرد آوردن لشكر فرستاد و مسلمانان چون سيل بيامدند و همه در لشكرگاهشان بيرون ناحيهء جبل جاى گرفتند و در جنگ نيك پاى داشتند و داوريها نمودند تا در سال 733 بر آن مستولى شدند و شهر را بجنگ گشودند و غنايم بسيار بدست آوردند . طاغيه سه روز پس از فتح شهر برسيد . امم كفر هم همراه او بودند . مسلمانان شهر را با آذوقهاى كه از جزيره بر پشت اسبانشان آورده بودند بينباشتند . امير ابو مالك و ابن الاحمر متصدى نقل آن بودند . مردم نيز در