خبر از عصيان ابو على [ عمر بن عثمان ] و حركت سلطان ابو الحسن [ على بن عثمان ] به سوى او و پيروزيش بر او
چون سلطان ابو الحسن به نبرد تلمسان لشكر كشيد و بر وفق وعدهاى كه با مولانا سلطان ابو يحيى گذاشته بود به تا ساله رفت ، ابو تاشفين با امير ابو على در نهان به توطئه پرداختند كه بر ضد امير ابو الحسن دست اتفاق به يك ديگر دهند و او آهنگ هر يك از آن دو نمود آن ديگر مانع اقدام او گردد و بر اين تعهد كردند . امير ابو على بر برادر خود سلطان ابو الحسن عصيان كرد و از سجلماسه به درعه راند . عامل سلطان را كه در درعه بود بكشت و يكى از نزديكان خويش را در آنجا نهاد و لشكر به بلاد مراكش راند . سلطان در لشكرگاه خود در تا ساله بود كه از اين ماجرا خبر يافت و تصميم به انتقام گرفت . از اين رو شتابان به پايتخت باز گرديد و در ثغر تاوريرت كه مرز قلمروش بود لشكر بداشت و پسر خود تاشفين را فرماندهى داد و او را تحت نظر وزيرش منديل بن حمامة بن تيربيغين قرار داد و شتابان به سجلماسه راند و شهر را در محاصره آورد و محاصره را سخت كرد و كارگران و صنعتگران را براى ساختن آلات محاصره و ساختن بناهايى در بيرون شهر به كار گماشت و هر بامداد و شبانگاه حملهاى مىكرد و اين كار يك سال مدت گرفت . امير ابو تاشفين عبد الرحمان بن ابو حمو با سپاه و قوم خود به ثغر مغرب رفت تا آنجا را زير پى سواران خود بسپرد و در نواحى آن دست به كشتار و تاراج زند تا سلطان را از محاصرهء شهر به جانب خود كشد . چون به تاوريرت رسيد فرزند سلطان با وزرا و سپاهيانش آشكار شدند و همچنان با آرايش تمام به سوى او راندند . اختلال در صفوف لشكرش افتاد و منهزم گرديد و با هيچ كس رو به رو نشد و به پناهگاه خويش باز گرديد آنگاه با لشكر خود به يارى امير ابو على شتافت . و افواجى از سپاه خود را برگزيد و به نزد او فرستاد . اينان دسته دسته و يك يك به بلد رفتند و هم در نزد او گرد آمدند . سلطان آنان را محاصره نمود و به انواع مورد حمله قرار داد تا بر ايشان غلبه يافت و شهر را به جنگ بگشود و امير ابو على را بر در قصر خود بگرفتند و به نزد سلطان بردند . سلطان او را نكشت بلكه در بند نمود و بر مملكت او مستولى گرديد و يكى را بر سجلماسه امارت داد و به پايتخت خويش باز گرديد و در سال 733 آنجا را بگرفت و برادر را در يكى از غرفههاى قصر محبوس نمود و چند ماه پس از دستگيريش فرمان داد كه در زندان خفهاش كنند . اين فتح ، فتح جبل را براى او ميسر ساخت و توانست آن را از دشمن باز ستاند و اين پيروزى به دست لشكر او و در زير علم پسرش ابو مالك ميسر گرديد . و ما از آن ياد خواهيم كرد . ان شاء اللّه
.