649 خود عزم جنگ با بنى مرين كرد و سپاه دولتى و موحدين را گرد آورد . بنى مرين نيز آمادهء پيكار شدند . دو سپاه در ايملولين مصاف دادند . سپاه المرتضى پراكنده و مغلوب شد و بنى مرين پيروزى يافتند و سلا را تصرف كردند . المرتضى بار ديگر لشكر گرد آورد و چون از گسترش دولت بنى مرين بيم داشت آهنگ آن كرد كه جنگ از سر گيرد . پس در سال 653 بيرون پايتخت لشكرگاه بر پا كرد و براى گرد آوردن لشكر به اطراف كس فرستاد . اهم موحدين و عرب و مصامده بر او گرد آمدند و شتابان در حركت آمد تا به كوههاى بهلوله از نواحى فاس رسيد . امير ابو يحيى نيز لشكرى ، از بنى مرين و كسانى كه به ايشان پيوسته بودند بيرون آورد و دو سپاه بر يك ديگر زدند .
بنى مرين نيكو پاى داشتند و شكست در لشكر سلطان افتاد و سپاهش منهزم شد . و او با لشكر شكستهء خود به مراكش باز گرديد . بنى مرين بر لشكرگاه او مستولى شدند و خيمهها و پردهسراىهايش را تاراج كردند و هر چه اموال و ذخاير يافتند بردند و اسبها و ديگر چارپايان پيش كرده راندند . و دستهايشان پر از غنايم شد . اين پيروزى سبب تقويت و عزت و گسترش دولتشان گرديد و هر روز روى در تزايد بود . پس از اين فتح سپاه بنى مرين به تادلا تاخت و بنى جابر نگهبانان شهر را كه از قبايل جشم بودند در ابو نفيس سركوب كرد و دليرانشان را به قتل رسانيد و قرم را تسليم فرمان خويش نمود . در اثناى اين جنگها على بن عثمان بن عبد الحق كه پسر برادر امير ابو يحيى بود كشته شد امير ابو يحيى آگاهى يافته بود كه به توطئه مشغول است تا او را از ميان بردارد . از اين رو فرزند خود ابو حديد مفتاح را فرمان داد كه او را در نهان بكشد . اين واقعه در سال 651 در حوالى مكناسه اتفاق افتاد . و اللّه تعالى اعلم .
خبر از فتح سجلماسه و بلاد قبله و حوادث آن
چون بنى عبد المؤمن از غلبه بر بنى مرين مأيوس شدند و نتوانستند آنچه را كه از بلاد مغرب به دستشان افتاده بود بستانند و بنى مرين همهء بلاد تلول را گرفتند امير ابو يحيى در سال 653 آهنگ بلاد قبلهء ( بلاد جنوبى ) نمود تا سجلماسه و درعه و مضافات آنها را تصرف كند . و آن بلاد را به دسيسهء ابن القطرانى فتح كرد . ابن القطرانى غدر كرد و عامل موحدين را به دام افكند و امير ابو يحيى را به شهر درآورد . ابو يحيى شهر سجلماسه و علاوه بر آن درعه و ديگر بلاد قبله را به تصرف در آورد و منشور فرمانروايى آنها به پسر خود ابو حديد داد . خبر به [ عمر ] المرتضى [ خليفهء موحدين ] رسيد . در سال 654 براى باز پس گرفتن آنها سپاه فرستاد . سردار اين سپاه ابن عطوش از مشايخ موحدين بود . ابو يحيى و پسرش ابو حديد نيز شتابان در حركت آمدند . چون ابن عطوش از آمدن امير ابو يحيى آگاه شد بترسيد و به مراكش بازگشت . امير ابو يحيى در سال 655 به جنگ يغمراسن رفت و در مكانى به نام ابو سليط با او روياروى شد و منهزمش ساخت و خواست كه از پى او