كتاب از آن ياد كرديم و گفتيم كه چون بختنصر بر عرب مسلط شد خداوند به ارميا پيامبر بنى اسرائيل وحى فرستاد كه معد را نجات دهد و او را به سرزمين خود برد و بختنصر بيش از چهارصد و پنجاه سال بعد از داود بوده است و بيت المقدس را كه به دست داود و سليمان ساخته شده بود ويران كرد ، پس معد نيز بيش از چهارصد و پنجاه سال بعد از داود بوده است و قيس پنجمين نوادهء معد به مدتى بيش از اين مقدار بعد از داود بوده است در حالى كه بنابر نص قرآن مجيد داود جالوت را كشته است چگونه مىتواند جالوت نسب به قيس رساند ؟
اما داخل شدن نسب جالوت در نسب بربر در حالى كه او از فرزندان مادغس يا سفك نيز باشد خطاست ، همچنين رسانيدن نسب ايشان به عمالقه . حق اين است كه جالوت از فرزندان فلسطين بن كسلوحيم بن مصرايم بن حام يكى از شعوب حام بن نوح است و ايشان برادران قبط و بربر و حبشه و نوبهاند . آن سان كه در نسب فرزندان حام آورديم . ميان ابن بنى فلسطين و بنى اسرائيل جنگهاى بسيار بوده است . در شام بسيارى از بربر كه برادران ايشان بودند مىزيستند ، همچنين از ديگر فرزندان كنعان كه در شمار همچند با ايشان بودند . در اين عهد امت فلسطين و كنعان و تيرههاى آنها از ميان رفته است و جز بربرها كسى باقى نمانده است . نام فلسطين بر روى وطنى مانده كه پيش از اين متعلق به آنان بوده است و كسى كه نام بربر و جالوت به گوشش رسيده پنداشته است كه بربرها از ايشاناند ، و در حالى كه اين درست نيست .
اما اين كه نسبشناسان زناته مىگويند كه زناته از حمير است ، اين عقيده مورد انكار حافظ ابو عمر بن عبد البر و حافظ ابو محمد بن حزم است . اين دو مىگويند حمير را راهى به بلاد بربر نبوده مگر در دروغپردازيهاى مورخان يمن ، و اما اين ادعا از آنجا مايه مىگيرد كه نسبشناسان زناته نمىخواستند خود را به بربر منسوب دارند ، زيرا بربرها در اين عهد ، بندگانى خراجگزار بيش نيستند ، بنابر اين گفتند كه خود از نسل حميرند و اين وهمى بيش نيست ، زيرا در ميان شعوب بربر كسانى بودند ، در عصبيت همانند زناته يا حتى از ايشان سختتر ، چون هواره و مكناسه و بعضى از ايشان بر عرب غلبه يافتند چون كتامه و صنهاجه و كسانى بودند كه ملك از صنهاجه بستدند ، چون مصامده . همهء اينان از زناته نيرومندتر و به شمار بيش بودند و چون طوايفشان منقرض گرديد ، مغلوب شدند و خراجگزار و نام بربر در اين زمان به خراجگزاران انحصار يافته است و اين چيزى است كه زناته از آن گريزان است .
زناته خوش دارند كه خود را به عرب نسبت دهند . زيرا عربها ، سلسلهء انسابشان صريح و روشن است و بدان سبب كه پيامبرانى از ميان آنان برخاستهاند از مزيتى برخوردارند . بويژه نسب مضر كه از فرزندان اسماعيل بن ابراهيم بن نوح بن شيث بن آدماند . يعنى فرزندان پنج پيامبر . حال آنكه اگر بربرها نسب خود به حام رسانند از چنين مزيت و برترى محروم مىشوند و از نسب ابراهيم
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 3
مساهمون: ابن خلدون
ص٣