جانا [ 1 ] بن يحيى بن صولات بن ورساك [ 2 ] بن ضرى بن شقفون بن زجيك مادغس بن بر است » . و نيز در جمهره گويد : « يوسف وراق از ايوب بن ابى يزيد هنگامى كه از سوى پدرش كه در افريقيه در ايام الناصر شورش كرده بود - به قرطبه آمد براى من حكايت كرد و در باب نسب زناته گفت :
« جانا بن يحيى بن صولات بن ورساك بن ضرى بن شقفون [ 3 ] بن بند واد بن يملا [ 4 ] بن مادغس بن هرك بن هر سق بن كراد بن مازيغ بن هراك بن هر يك بن بديان ، بن كنعان بن حام » . اين چيزى است كه ابن حزم نقل كرده و از آن بر مىآيد كه مادغس نسب به بربر نمىرساند و ما موارد خلاف را در اين باب آورديم و اين صحيحترين چيزى است كه در اين باب نقل شده است . زيرا ابن حزم مورد وثوق و اعتماد است و كس را ياراى برابرى با او نيست .
از ايوب بن ابى يزيد [ 5 ] بزرگ زناته نقل شده كه فقط بربرها از نسل برنساند و ابترها كه از نسل بنى مادغس ابتر هستند از بربر نيستند . و از ايشان است زناته و غير ايشان - چنان كه گفتيم - ولى ايشان برادران بربرها هستند زيرا نسب همهء آنان به كنعان بن حام مىرسد ، آن سان كه از اين نسب بر مىآيد .
از ابو محمد بن قتيبه در نسب زناته نقل شده كه آنان از فرزندان جالوت هستند و در روايتى آمده كه زناته ، شانا بن يحيى بن ضريس بن جالوت است و جالوت ، و نور بن هربيل بن جديلان بن جالود بن رديلان بن حصى بن باد بن زجيك بن مادغس الابتر بن قيس بن غيلان است . و در روايتى ديگر هم از او نقل شده كه جالوت فرزند جالو بن ديال بن قحطان بن فارس است و فارس مشهور است . و در روايت ديگرى از او آمده است كه او هوبال بن بالود بن ديال بن برنس بن سفك است و سفك پدر همهء بربرهاست . نسبشناسانى كه خود از زناتهاند ، پندارند كه زناته از حميرند و از تبعها كه خود از حميرند . بعضى از ايشان مىگويند كه از عمالقهاند و مىپندارند كه جدشان جالوت از عمالقه است . در اين ميان حق همان است كه نخست از ابو محمد بن حزم نقل كرديم و هر چه بعد از آن آمده است صحيح نيست . روايت ابو محمد بن قتيبه همه آميخته و درهم است زيرا انساب مختلف در آن تداخل كردهاند .
اما انتساب مادغس به غيلان را در اول كتاب بربر به هنگام ذكر انسابشان آورديم و فرزندان قيس نزد نسب شناسان معروفاند . اما انتساب جالوت به قيس ، امرى به دور از قياس است . شاهد اين مدعا آن است كه معد بن عدنان پنجمين نياى قيس معاصر بختنصر بوده است و در آغاز اين
هامش
[ ( 1 ) ] جمهره : شانا
[ ( 2 ) ] جمهره : در تناج .
[ ( 3 ) ]B: شقفوا
[ ( 4 ) ]C: تملا .
[ ( 5 ) ] ج : ابى يزيد .