خبر از عصيان سالم بن ابراهيم و يارى او خالد بن عامر را و بيعت آن دو با امير ابو زيان و بيرون شدن ابو زيان به بلاد جريد
سالم بن ابراهيم بزرگ ثعالبه بود كه بر فحص متيجه - از زمان انقراض مليكش - غلبه يافته بود . و رياست ثعالبه - در خاندان او بود . و ما به هنگام ذكر اخبار معقل از او ياد كرديم . چون ابو حمو در بجايه شكست خورد و ابو زيان روى كار آمد و باد پيروزى بر پرچم عربها وزيد كار ايشان نيز بالا گرفت . سالم بن ابراهيم نخستين كسى بود كه دست به فتنهگرى زد . و بر على بن غالب - از خاندانهاى الجزاير - مكر ورزيد . على بن غالب از زمان غلبهء بنى مرين بر مغرب اوسط ، در ايام ابو عنان ، از الجزاير به مغرب رفته بود . در آن ايام همه جا فتنه و آشوب بود و مردم الجزاير از ابو حمو سخت نفور بودند . على بن غالب زمام امور به دست گرفت و جمعى از مردم اوباش فرومايه گرد او را گرفتند . سالم بن ابراهيم امير ضاحيه كه طمع استيلاى الجزاير كرده بود ، از اين عمل ناخشنود بود و در نهان با بزرگان شهر به گفتگو پرداخت و آنان را از او بر حذر داشت و گفت على بن غالب قصد آن دارد كه به سلطان ابو حمو دعوت كند . اين امر سبب نفرت بيشتر مردم شد . و بر ضد او عصيان كردند . چون سالم بن ابراهيم ديد كه على بن غالب در محاصرهء مردم الجزاير است او را از آن ميان برهانيد و به ميان حى خود برد و در آنجا به نوعى تلفش كرد و نهضت الجزاير را به سود امير ابو زيان و تحت نفوذ خود تغيير مسير داد . اين امر ببود تا بنى مرين آمدند و سلطان عبد العزيز به تلمسان در آمد . سالم بن ابراهيم در الجزاير تا زمان مرگ سلطان عبد العزيز و آمدن ابو حمو به تلمسان به دعوت ايشان قيام داشت . در اين هنگام سپاه ابو زيان به تيطرى رسيد . سالم در احياء خود و در شهر الجزاير به اقامهء دعوت او پرداخت ، زيرا بر جان خود از سلطان ابو حمو بيم داشت . در واقع سالم بود كه سبب شد ابو زيان به يارى محمد بن عريف به احياء رياح رود . سلطان پسر خود را به الجزاير فرستاد و سالم بن ابراهيم در آن اعمال زير فرمان او قرار گرفت و باج و خراج آن را براى او گرد مىآورد . سلطان عمال خود را فرمان داد كه بروند و باج و خراج آن اعمال گرد بياورند .
سالم بيمناك شد و با سلطان طريق تملق و مداهنه را در پيش گرفت .
پس از اين واقعه فتنهء خالد بن عامر روى نمود . سالم تمام توجهش به آن بود كه خالد بن عامر پيروزيى حاصل كند و سلطان را از او به خود مشغول دارد ولى در اين پيكار بر خلاف تصور او پيروزى از آن سلطان و اولياى او شد . ميان سالم بن ابراهيم و محمد بن عريف دشمنى پديد آمده بود . سالم نرسيد كه محمد سلطان را بر ضد او برانگيزد . از اين رو پيشدستى كرد و بر ابو حمو عصيان كرد و امير ابو زيان را فرا خواند . ابو زيان بيامد . خالد بن عامر و مخالفان عرب سلطان نيز