خبر از حركت ابو حمو به سوى ثغور مغرب
و نزمار بن عريف عامل تحميل اين فتنهها بر ابو حمو بود . به سبب عداوت ديرين كه ميان آنها بود پيوسته دست به تحريكات مىزد . مكان او كرسيف از ثغور مغرب بود و همجوار او محمد بن زكدان بزرگ بنى على ، از بنى ونكاسن در جبل دبدو [ 1 ] مىزيست . هر دو دست اتحاد به هم داده بودند .
چون ابو حمو شورش شورشگران را فرو نشاند و آنان را از موطن خويش به مغرب راند و با آنان پيمان صلح بست چنان ديد كه با اين دو امير در مرزهايشان به نبرد پردازد پس در آغاز سال 766 آهنگ مغرب نمود و به دبدو و كرسيف رسيد . و نزمار از آنجا كوچ كرد و در مكانهاى استوارى كه در كوه تعبيه كرده بود موضع گرفت . ابو حمو كشت و زرع هر چه بود تاراج كرد و سراسر آن نواحى را ويران و تاراج نمود و قصد زكدان كرد او نيز در دژ دبدو بود و در نجا موضع گرفته بود . ابو حمو به ميان موطن او اسب راند و هر چه توانست قتل و غارت كرد و ويرانى نمود . سپس به پايتخت خود باز گرديد در حالى كه در مرزهاى كشور بنى مرين زيانها و ويرانيها بار آورده بود .
آنگاه ميانشان گفتگوهاى صلح در گرفت و صلح برقرار شد و او به بلاد افريقيه روى نهاد . در سال آينده لشكر به بجايه برد و اين لشكر كشى سبب شكست او شد و بدان اشارت خواهيم كرد .
خبر از حركت سلطان ابو حمو به بجايه
صاحب بجايه ، مولا امير ابو عبد اللّه محمد المنصور بن ابى بكر دوم حفص بر آن مستولى شده بود و چنان كه در اخبار او آوردهايم . در سال 765 بار ديگر به آنجا باز گرديد . سپس به تدلس لشكر برد و بنى عبد الواد را مغلوب ساخت و عامل خود و پادگانى در آنجا نهاد . سپس فضاى دوستى ميان صاحب قسنطينه سلطان ابو العباس احمد پسر عمش ، امير ابو عبد اللّه تيره گرديد و اين بدان سبب بود كه مرزهاى قلمروشان به هم نزديك بود و اين امر سبب كشمكشها و جنگهايى مىشد كه او را از حمايت اندلس باز مىداشت و سپاهيان بنى عبد الواد پى در پى آن را محاصره مىكردند . ابو عبد اللّه صاحب بجايه رسولان خود را نزد سلطان ابو حمو صاحب تلمسان فرستاد كه با او پيمان صلح بندد و در عوض او نيز تدلس را به او واگذارد . ابو حمو تدلس را بستد و پادگان خويش در آنجا نهاد و با ابو العباس پيمان صلح بست و از دختر او خواستگارى كرد او نيز اجابت نمود و دختر به او داد .
چون عروس را آوردند قوم و قبيله و وزراى او تا آخر عمل بجايه به استقبال رفتند . در اثناى كشاكش با او به نزد ابو زيان فرزند عمش ابو سعيد در تونس كس فرستاده بود و او را به
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخههاىBوC: ديدو .