عربهاى معقل بودند ، پديد آمده بود . اين عربها پيش از ابن از ياران و متابعان او و وزيرش عبد اللّه بن مسلم بودند . عمر بن عبد اللّه اين فرصت مغتنم شمرد .
ابو زيان محمد بن عثمان به سال 765 خروج كرد و در ميان خاندانهاى معقل در ملويه فرود آمد . سپس به سوى تلمسان حركت كرد . سلطان ابو حمو از خالد بن عامر امير بنى عامر بيمناك شد و او را بگرفت و به زندان زيرزمينى فرستاد . آنگاه وزير خود عبد اللّه بن مسلم را با سپاه بنى عبد الواد و عرب به دفع ابو زيان محمد بن عثمان روانه داشت . عبد اللّه بن مسلم نيكو از عهده دفع آنان بر آمد و جمعشان پراكنده ساخت و آنان را به ناحيهء شرقى كوچانيد و خود در پى آنان برفت تا به مسيله رسيدند . آنجا موطن عربهاى بنى رباح بود ، آنان در پناه دواوده قرار گرفتند سپس وزير ، عبد اللّه بن مسلم به بيمارى طاعون دچار شد . طاعون در آن ايام پس از كشتار سال 747 بار ديگر سر برداشته بود . وزير با زن فرزندان و عشيرهء خود باز گرديد و در راه هلاك شد . پيكر او را به تلمسان بردند و به خاك سپردند . سلطان ابو حمو به دفع دشمن ، خود بيرون آمد . با مرگ وزيرش عبد اللّه بن مسلم يكى از ياران خود را از دست داده بود و بازويش سست شده بود . چون به بطحاء رسيد و در آنجا لشكرگاه زد ، جماعات سلطان ابو زيان براى پيكار با او بيامدند رايات ايشان در لشكر گاه آشكار گرديد . عربهايى كه با ابو حمو بودند با دشمن او در نهان رابطه يافتند و پراكنده شدند و هر چه بود از آذوقه و ديگر آلات رها كردند و رفتند . ابو حمو جان به سلامت برد و خود را به تلمسان كشانيد . ابو زيان در جاى لشكرگاه او خيمههاى خويش بر پاى نمود . امير معقل احمد بن رحو پيشدستى كرده و خود را در سيك به او رسانيد . سلطان ابو حمو با آن گروه از خواص خود كه به همراه داشت به او حمله كرد . در اين حال اسب او را بر زمين زد . در حال سرش را بريدند . سلطان ابو حمو به پايتخت خود رفت و ابو زيان نيز در حركت آمد و عربها در پى او بودند تا به تلمسان رسيدند و روزى چند در آنجا درنگ كردند . ميان عربهاى معقل و زغبه رقابت پديد آمد . عربهاى زغبه فرمانروايى معقل را بر نمىتافتند زيرا فرزندان حسين به جاى ايشان مورد مشاورت و نظر سلطان بودند ابو حمو اين فرصت مغتنم شمرد و اميرشان خالد بن عامر را از زندان آزاد كرد و از او به سوگند پيمان گرفت كه تا آنجا كه مىتواند قوم خود را از ابو زيان دور دارد و در پراكنده ساختن جماعات او درنگ نكند . او نيز به اين پيمان وفا كرد . حلقهء محاصره را در هم شكست و برادران خود را از لشكر ابو زيان پراكنده ساخت . ابو زيان به جاى خويش باز گرديد و در تحت كفالت بنى مرين قرار گرفت . دولت سلطان ابو حمو استقامت يافت و پس از گسستن به هم در پيوست .
تا باقى حوادث بيايد .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 143
مساهمون: ابن خلدون
ص١٤٣