تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
به تلمسان آمد و به سلطان ابو حمو پيوست ، زيرا هم مال فراوان داشت و هم جماعاتى از عشيرهء خود و اعرابى كه به او وابسته بودند . به خدمتش قيام مىكردند . ابو حمو از آمدن او خوشدل شد و در حال وزارت خويش به او داد و امور مملكت به او تفويض كرد . كار ابو عبد اللّه استقامت يافت و دلها به اطاعتش گرويد . قبايل معقل از مواطن غربى به راه افتاد و به خدمت او پيوست . او نيز از تلمسان به ايشان اقطاع داد و ميان ايشان و قبايل زغبه ، عقد برادرى بست و اين امر سبب قدرت و توان بيشتر او شد و رياستش استقامت يافت تا حوادث ديگر زندگى او بپردازيم و ان شاء اللّه تعالى و اللّه تعالى اعلم .

خبر از استيلاى سلطان ابو سالم بر تلمسان و بازگشت او به مغرب پس از آنكه ابو زيان نوادهء سلطان ابو تاشفين را بر آن امارت داد

چون سلطان ابو سالم بر بلاد مغرب مستولى شد و نشان شورشگران بر ضد دولت را محو كرد خواست تا اقصاى مرزهاى زناته پيش تازد ، چنان كه پدر و برادرش نيز چنين مىخواستند . آنچه اين داعيه را تشديد كرد فرار عبد اللّه بن مسلم بود به تلمسان با همه در آمد قلمرو خويش . پس آهنگ تلمسان نمود و در خارج شهر فاس در اواسط سال 761 لشكرگاه زد و به گردآورى لشكر پرداخت چون سپاه گرد آمد حركت كرد . خبر به سلطان ابو حمو و وزيرش عبد اللّه بن مسلم رسيد . اعراب زغبه و معقل را فرا خواندند ايشان ، جز اندكى از احلاف بيامدند . سلطان آنان را در لشكرگاه خويش و در جاى مشخص جاى داد . چون ابو سالم و بنى مرين به تلمسان آمدند ابو حمو آنان را از سوى ديگر به مغرب برد و شهرهاى وطاط و بلاد ملويه و كرسيف را گرفتند و كشت و زرعش را نابود ساختند و بناهايش را ويران نمودند . خبر آنچه كرده بودند به سلطان ابو سالم رسيد . امر مغرب و راندن مفسدين را مهمترين كارهاى خود شمرد يكى از آل يغمراسن به نام محمد بن عثمان بن سلطان ابو تاشفين در خدمت او بود كه ابو زيان كنيه داشت و به القبى معروف بود . معنى القبى بزرگ سر است . سلطان ابو سالم او را به انجام اين كار فرستاد و ساز و برگ و سپاهى از توجين و مغراوه كه در خدمت او بودند در اختيار او گذاشت و سپاهيان را عطا داد و ابو زيان محمد بن عثمان را در قصر پدرش ، در تلمسان جاى داد و خود به پايتخت خويش بازگرديد . عربها و سلطان ابو حمو از برابر او عقب نشستند و از سوى ديگر به تلمسان در آمدند . ابو زيان از تلمسان بيرون آمد و به بلاد شرقى چون بطحاء و مليانه و وهران نزد بنى مرين و اولياء ايشان بنى توجين و سويد از قبايل زغبه رفت . سلطان ابو حمو و وزيرش عبد اللّه بن مسلم به تلمسان داخل شدند . با ورود آنان صغيرين عامر بمرد . سپس با همهء عربهاى معقل و زغبه از پى ابو زيان بيرون آمدند و در كوه وانشريش فرود آمدند تا
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 140 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى