تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
نيكوترين وجه زمام امور به دست گرفت بر بنى مطهر و بنى راشد كه بر برادرش شوريده بودند غلبه يافت و آنان را تحت نفوذ و فرمان خويش آورد . آنگاه نسبت به رعيت روشى نيكو در پيش گرفت و عشيره و قبيلهء خويش را و نيز قبايل زغبه را كه همپيمانان ايشان بودند به عين عنايت بنواخت و در حقشان بسى نيكى نمود . همچنين به گرد آوردن مردان نبرد و اندوختن سلاح و آلات جنگ همت گماشت و باب عطا بگشود و وزيران و دبيران برگزيد و عمال خويش به اطراف گسيل داشت و به زيور پادشاهان در آمد و بر تخت نشست و آثار دولت بنى عبد المؤمن بزدود و اوامر و نواهى ايشان به هيچ انگاشت و از همه لوازم دولت و القاب ايشان به آن بسنده كرد كه در منابر به خليفهء مراكش دعا كند و اگر از دست او منشور امارت مىگرفت تنها براى رعايت رسم جارى بود و نيز براى آن بود كه جاى سخن براى كس باقى نگذارد . در آغاز دولتش ابن وضاح از رجال دولت موحدين به نزد او آمد . او با جمعى از مهاجران مسلمان از شرق اندلس از دريا گذشته بود . يغمراسن او را اكرام كرد و در زمرهء اهل شورا در آورد . ديگر از كسانى كه به دو پيوست يكى هم ابو بكر بن خطاب بود كه با برادرش در مرسيه بيعت كرده بود . ابو بكر بن خطاب دبيرى بليغ و شاعرى نيكو بود . يغمراسن او را به دبيرى خويش برگزيد نامه‌هايى كه قلم از در خطاب به خلفاى موحدين در مراكش و تونس نگارش يافته و عهدنامه‌هايى كه او تنظيم كرده در بلاغت آنچنان است كه ادبا به نقل و حفظ آنها پردازند . يغمراسن براى حفظ و حمايت دولت خود همواره با دشمنان در ستيز بود . او را با ملوك موحدين از آل عبد المؤمن و نيز آل ابو حفص كشاكش و نبرد بود . همچنين ميان او و رقبايش بنى مرين پيش از آنكه مغرب را تصرف كنند و بعد از آن وقايع متعدد رخ داد . يغمراسن با قبايل زناته كه در مشرق بودند چون بنى توجين و مغراوه زد و خوردها داشت چنان كه جمعشان پراكنده ساخت و مواطنشان ويران نمود و ما به همهء اين حوادث اشارت خواهيم كرد . ان شاء اللّه تعالى .

خبر از استيلاى امير ابو زكريا ( يحيى ) بر تلمسان و دخول يغمراسن در دعوت او

چون يغمراسن بن زيان بر مغرب و تلمسان غلبه يافت و بر سلطان ابو زكريا يحيى از بنى حفص پيروز گرديد و احياء زناته را مغلوب خويش كرد ، بر او رشك بردند و به خلافش برخاستند و لشكر به جنگش آوردند . يغمراسن نيز سپاه گرد آورد و در بلادشان به جنگشان رفت و آنان را در دژها و شهرهايشان محصور نمود . عامل اصلى اين فتنه‌ها عبد القوى بن عباس شيخ بنى توجين و ياران او از بنى بادين و عباس بن منديل بن عبد الرحمان و برادرانش امراى مغراوه بودند . مولى امير ابو زكريا بن عبد الواحدين ابى
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 86 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى