آنچه كه از كمالات در وجود او بوديعه نهاده شده تدريجا از قوه به فعل در مىآيد تا اينكه به آخرين مرتبه از كمالى كه براى نوع و شخص او از فعلياتى كه شايستهء او است و معين شده برسد ، و اين در صورتى است كه مانعى او را از اين سير و حركت بسوى كمال مانع نشود ، اما انسان ، پس از اينكه به اوان اختيارى كه در تكليف معتبر است رسيد ، گاه مىشود كه در سير نفسانى خود ، آنچه كه از خصوصياتى كه شايستهء نوع انسان است و در وجود او بالقوة موجود است ، اينها را بدون اينكه فعليتى كه مخالف با نوع انسان باشد در ميان آيد ، از قوه به فعل مىرساند ، تا اينكه به آن آخرين درجات مراتب فعليت كه سزاوار انسان كامل است ميرسد . و اين بسيار كم است ، و چنين فردى است كه در صراط مستقيم انسانى حركت مىكند ، اما اغلب افراد بشر ، پس از اينكه آن حركت اختيارى برايشان پديد آمد در صدد از قوه به فعل در آوردن آنچه كه در وجود آنها است بر مىآيند ، ولى فعلياتى هم كه لايق و شايستهء انسان نيست در ميان مىآيد ، در نتيجه سير و حركت آنها نه بر صراط مستقيم انسانى ، بلكه بخاطر سوء اختيار خود در اعوجاج و كجى و انحراف از مسير انسانيت خواهد بود ، بگونه اى كه سرانجام اين حركت به پستترين مرتبه از فعليات كه شايستهء بهائم و درندگان ، بلكه شياطين هست منتهى مىشود ، و گاه مىشود كه در همان مرتبه مىماند و صورت ظاهريش هم بر همان صورت فعليتى كه بر آن هست در مىآيد - كه بايد از اين ذلت و خوارى دنيا و آخرت به خدا پناه برد .
و اما اينكه در بعضى از اخبار آمده است كه صراط مستقيم ، همان صورت انسانيت است ، به اين معنا است كه حركت انسان به طرف
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 405
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٤٠٥